قرآن در آیاتى ابتدا قضیه آفرینش انسان (آدم) و سجده کردن تمام ملائکه به جز شیطان را بیان مى کند و در ادامه به ساکن شدن آدم در یکى از باغ هاى سرسبز زمینى و امتحان او و همسرش مى پردازد: (وقلنا یا آدم اسکن انت وزوجک الجنة وکلا منها رغداً حیث شئتما…;1 و به آدم گفتیم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و هرچه مى خواهید از نعمت هاى آن گوارا بخورید، ولى به این درخت مخصوص نزدیک نشوید که از ظالمان خواهید شد.)
[ نقش امتحان الهى در تکامل انسان
در این که سختى ها و مصایب، آدمى را چه از حیث روحى و چه از حیث جسمى آزموده و قوى مى کند، شکى نیست. چنان چه اگر در زندگى مخترعین، دانشمندان و بزرگان دین و علم، تفحصى بکنیم، درمى یابیم که در اثر نیازها و مشکلات و سختى ها به این درجه رسیده اند.
امام صادق(ع) مى فرماید: (اِنَّ الله اِذا اَحَبَّ عَبداً غَتَّهُ بِالبلاء غَتَّاً;2 خدا زمانى که بنده اى را دوست بدارد، او را در دریاى شداید غوطه ور مى سازد.)
و هم چنین مى فرماید: (اِنَّ اَشَدَّ الناس بَلاءً الاَنبیاءُ ثُمَّ الذین یَلُونَهم ثُمَّ الاَمثَلُ فالاَمثلُ;3 پرگرفتارترین مردم، انبیا هستند، در درجه بعد کسانى که از حیث فضیلت بعد از ایشان قرار دارند، و سپس هرکس که با فضیلت تر است به ترتیب از بالا به پایین.)
[ هر که بامش بیش، برفش بیشتر
کسانى که سختى ها و مشکلات مسیر زندگى خویش را با صبر و ایمان به خدا طى مى کنند و در این راه ضعف به خود راه نمى دهند و به کمالات و فضایل دست یافته اند، خداوند آن ها را دوست مى دارد و عزیز مى شمرد.
کوتاه دیدگان همه راحت طلب کنند
عارف بل، که راحت او در بلاى اوست
امام باقر(ع) در مورد مصایبى که به خاندان رسالت وارد شده، مى فرماید: (این مصایب نه به دلیل گناهى بود که مرتکب شده باشند و نه به دلیل معصیتى که با خدا مخالفت کرده باشند، بلکه درجات کمال و کرامت از جانب خداوند بود که مى خواست به آن درجات برسند).4
دیل کارنگى در کتاب آیین زندگى مى گوید: (هرچه بیشتر در زندگى مردان کامیاب مطالعه کرده ام، بدین نتیجه رسیده ام که علت موفقیت اغلب آن ها مدیون موانعى بوده است که در زندگیشان پیش آمده).
همه عمر تلخى کشیده است سعدى
کـه نـامش برآمـد بـه شیریـن زبـانى
[ امتحان و ظهور گوهر انسان ها
در سخنى از امام على(ع) آمده است: (فى تَقَلّبِ الاحوال عُلِمَ جَواهرُ الرجال والایّام تُوضِح لک السرائر الکامنه;5 در پیش آمدهاى مختلف زندگى و فراز و نشیب هاى حیات، گوهرهایى که در وجود مردان بزرگ نهفته است، معلوم مى گرددو روزگار استعدادهاى نهانى افراد را نمایان مى کند.)
گـوهـر قیمـتى از کـام نهنگـان آرنـد آن که او را غم جان است به دریا نرود
نتیجه این همه سختى و شداید و آزمایش هاى الهى، ظاهر شدن گوهر وجود و درونى انسان است، ولى اثرى که مهم تر از آن است و انسان را به سوى کمال شایسته اش رهنمون مى کند، آبدیده کردن روح انسان و پولادین کردن جسم و اراده او است. به همین دلیل است که نه تنها باید با سختى ها و مصائب روبرو شد و آن ها را تحمل کرد، بلکه باید از سختى هاى گذشته نیز درس گرفت تا هنگام نعمت و خوشى به خود مغرور نشویم: (اَلَم یجدک یتیماً فَاوى و وجدک عائلاً فَاَغنى;6 مگر نه آن است که تو را یتیم یافت و جا داد، و محتاجت دید و بى نیازت کرد. پس اکنون که به قدرت رسیده اى، بر یتیم تسلط مجو و قهر مکن و با فقیر خشونت مکن.)
این آیه، یک درس تربیتى و آموزنده را بازگو مى کند، زیرا یادآورى سختى ها نیز در رشد انسان تأثیر دارد و اگر چنین نبود، فلسفه امتحان الهى چه چیزى مى توانست باشد؟
پیامبر(ص) مى فرماید: (اِنَّ اللهَ لَیُغذى عَبدَهُ المؤمن بالبلاء کما تُغَذّى الوالدَةُ ولدها بِاللَّبَن;7 خداوند بنده با ایمان خود را با بلا و سختى ها تغذیه مى کند، همان طور که مادر فرزندش را با شیر تغذیه مى نماید.)
و چنین است که میلتون گوید: (بهترین مردمان از لحاظ عمل آن هایند که بیشتر رنج برده اند.)8
رنج گنج آمد که رحمت ها در اوست
مغز تازه شد چو بخراشید پوست
اى برادر موضع تاریک و سرد
صبر کردن بر غم و سستى و درد
چشمه حیوان و جام مستى است
کان بلندى ها همه در پستى است
[ چگونگى برخورد با امتحان
خداوند در آیه 155 سوره بقره مى فرماید: (به طور مسلم ما همه شما را با امورى چون ترس و گرسنگى و… آزمایش مى کنیم.)
این آیه شریفه تأکید بر همگانى بودن سنت الهیِ امتحان مى کند. پس باید فکرى براى مقابله با این امتحانات کرد و اندیشید که چگونه باید از میدان آزمایش الهى پیروز بیرون آمد. در این جا به چند نمونه از کارهاى مؤثر در مقابل امتحانات الهى اشاره مى کنیم:
الف) صبر و شکیبایى:
خداوند جواب این پرسش را در ادامه همین آیه با ذکر جمله: (وبشر الصابرین) داده است. یعنى تنها صابرین هستند که آزمایش هاى الهى را با پیروزى سپرى مى کنند. پیامبرانى چون: نوح، ایوب و ابراهیم(ع) کسانى بودند که با توسل به (صبر) از مشکلات پیروز بیرون آمدند.
ب) نماز (یاد خدا):
نماز به عنوان خط ارتباط انسان با نیروى بزرگ و مطلق جهان (خدا) انسان را قوى و استوار نگه مى دارد. در بسیارى از آیات قرآن نیز کلمه (صبر) همراه (صلاة) آمده است. از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند: (هنگامى که با غمى از غم هاى دنیا روبرو مى شوید، وضو گرفته، به مسجد بروید، نماز بخوانید و دعا کنید، زیرا خداوند دستور داده: (واستعینوا بالصبر والصلوة).9
هم چنین در کتاب (کافى) از امام صادق(ع) مى خوانیم: هنگامى که مشکل مهمى براى على(ع) پیش مى آمد، به نماز برمى خاست. سپس این آیه را تلاوت مى فرمود: (واستعینوا بالصبر والصلاة).10
ج) توجه به گذرا بودن حوادث:
وقتى انسان بداند که حوادث و سختى هاى این جهان گذرا است و همراه هر سختى، آسانى است، با تحمل سختى ها (شب سیه) انتظار روزى را مى کشد که خوشى ها (روز سپید) فرا برسد.
د) نیروى ایمان:
ایمان، به عنوان بزرگ ترین نیروى مثبت درونى، در بسیارى از حوادث و مشکلات، راه اصلى و اساسى به شمار مى رود. مؤمنان سختى ها را کوچک تر از آن مى بینند که باعث شکست آنان شود. این نیروى پولادین، سدى است در برابر تمام مشکلات.
هـ) توجه به تاریخ پیشینیان:
توجه به این حقیقت که آزمایش هاى الهى در مورد پیامبران بسیار سنگین تر و سخت تر از مشکلات ما است، نوعى آرامش را در وجود آدمى پدید مى آورد و تحمل سختى ها را آسان مى کند. تاریخ هر ملت و قومى پُر است از مشکلات طاقت فرساى گذشتگان و بزرگان در راه ایمان و اعتقاد و ارزش هاى الهى.
قرآن کریم براى دل دارى پیامبر(ص) و تقویت روحیه ایشان، با اشاره به سرگذشت گذشتگان مى فرماید: (وَلقد کُذِّبَت رُسُل من قبلک فَصَبروا على ما کُذّبوا و اُوذوا حتى اتاهم نصرُنا;11 اگر تو را تکذیب کنند تعجب نیست، پیامبران پیشین را نیز تکذیب کردند. آن ها در برابر تکذیب مخالفان پایدارى و شکیبایى به خرج دادند و آزار شدند تا سرانجام نصرت و یارى ما به سراغشان آمد.)
[ تأثیر امتحان بر فرد و اجتماع
امتحانات الهى به گونه اى است که تنها مربوط به فرد نمى شود، بلکه گاهى خداوند جامعه و یا ملتى را امتحان مى کند. این امتحان گاهى در اثر اعمال ناشایست و ناپسند انسان ها و گاه در اثر عوامل دیگر است. از دیدگاه قرآن تمام مصایبى که بر فرد و اجتماع وارد مى شود، زاییده و برگرفته از رفتار ناپسند بشر و سوءاستفاده از آزادى هاى خود است. قرآن مى فرماید: (هر مصیبتى که به شما رسد، نتیجه کردار خود شما است.)12
گاهى خداوند سختى ها و مصایب را براى جامعه اى فرو مى فرستد تا آن ها را بسنجد و در صورتى که لیاقت داشته باشند، موهبت هاى خاصى به آن ملت یا جامعه مى دهد.
تأثیر روشن و واضحى که امتحان بر فرد و جامعه مى گذارد، بدین قرار است:
1) آدمى در کوران حوادث، آبدیده و قوى مى شود. بنابراین جامعه اى که افراد سخت کوش و مقاوم فراوانى داشته باشد، در برابر تجاوزات و جنگ ها قوى تر و استوارتر است.
2) نیروى ایمان فرد، در سختى ها تقویت مى شود. بنابراین جامعه با ایمان، جامعه ایده آل و موفق و ثابت قدمى خواهد بود. این همان نیرویى است که جوانان ما در سختى هاى زمان طاغوت آن را در خود تقویت کردند و در زمان جنگ به نمایش گذاشتند.
3) تأثیر دیگر امتحان الهى بر فرد و جامعه مى تواند این باشد که وقتى فردى با انواع سختى ها و مشکلات و حربه هاى مختلف آزموده شد، کمتر از اطراف و جامعه خود چشم برمى دارد و انتظار امتحانات مختلف الهى را دارد و این روحیه مبارزه را تقویت مى کند و استقلال فردى و اجتماعى را در افراد بالا مى برد و یک روحیه بیدارباش را در فرد پدید مى آورد.
[ ابزارهاى امتحان
خداوند در قرآن کریم ابزارهاى مختلفى را براى آزمایش الهى بیان کرده است که از آن جمله مى توان: ترس، گرسنگى، زیان هاى مالى، فرزند و مرگ را نام برد. البته وسایل آزمایش تنها به این چند مورد بسنده نمى شود; قرآن حتى بعضى از خواب ها را نیز وسیله آزمایش معرفى کرده است.
برخى در برابر ترس، خویشتن را مى بازند. برخى دیگر در برابر (خیر و شر) ضعف دارند. باید توجه داشت که امتحانات الهى همیشه در قالب حوادث ناگوار رخ نمى دهد، بلکه برخى اوقات آدمى با نعمت ها و کامیابى ها آزمایش مى گردد: (ونبلوکم بالشر والخیر فتنة;13 ما شما را به وسیله بدى ها و خوبى ها امتحان مى کنیم.)
آزمایش انسان با خوبى ها و چیزهاى پسندیده معمولاً سخت تر از امتحان با شداید و بلایا است، زیرا آدمى به غلط مى پندارد این چیزى که خداوند به او داده است یک موهبت الهى است (به معناى غلط آن) و از این رو ممکن است در این آزمایش با شکست مواجه شود.
پى نوشت ها:
1ـ بقره(2) آیه 35.
2ـ بحارالانوار، ج15، ص55.
3 ـ همان، ص53.
4 ـ اصول کافى، ج1، ص262.
5ـ بحارالانوار، ج77، ص286.
6 ـ ضحى (93) آیه 6.
7ـ بحارالانوار، ج81، ص195.
8ـ محمد محمدى رى شهرى، عدل الهى، در جهان بینى توحید، ص155.
9و10ـ بقره(2) آیه 45.
11ـ انعام(6) آیه 34.
12ـ شورى (42) آیه 30.
13ـ انبیاء(21) آیه 35.
