v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}
    فصل اول کلیات تحقیق               مقدمه   باید دانست که عوامل متعددی بر نگرش کودک ازخود و اعضای خانواده ی خود مؤثر است ، از   آن جمله می توان به عوامل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی حاکم بر خانواده اشاره کرد که ارتباط مستقیم با سطح سواد و تحصیلات خانواده دارد. شخص باسواد امکان سلامت اقتصادی و تصمیم گیری بیشتری دارد و چنین انسانی نسبت به خود و فکر و فرهنگ جامعه بصیرت بیشتری دارد. سواد و تحصیلات، از دیدگاه اقتصادی، افراد را به‌سوی رشد و توسعه‌ی درونزاد و خلاق و هماهنگ با اجتماع و کشور هدایت می کند و از دیدگاه تخصصی، جامعه را موفق می سازد ، افراد بزرگسال به عنوان عامل اساسی تولید ، حتی با یک اصطلاح اقتصادی خاص که همان جمعیت فعال یا نیروی کار می باشد ، مشخص می‌شوند.با توجه به آمار موجود، گسترش سواد کاهش رشد جمعیت و همچنین توسعه ی اقتصادی و اجتماعی و پیشرفت دانش و ... را تسهیل نموده است. تنها جوامعی توانسته‌اند مشکلات خود در زمینه های تغذیه، مسکن، پوشاک، بهداشت و آموزش را از میان بردارند که از سطح بالای سواد برخوردار باشند.بی سوادی، نه تنها پدیده ای قابل تأسف است، بلکه علامتی است در کنار علائم دیگر که نشان دهنده ی از خود بیگانگی می‌باشد و منجر به عقب ماندگی می شود. این عقب ماندگی در تعلیم و تربیت، خود معلول شالوده های نامتناسب اقتصادی و اجتماعی است و رابطه ی مستقیم با فقر عمومی و کمبود وسایل کافی به ویژه نداشتن معلم و مدرسه است. سواد و تحصیلات خانواده یکی از عوامل مهم پیشرفت بشر در جهان امروز است. پیشرفت تکنولوژی، صنعت، بهداشت و علوم مختلف مدیون این عامل مهم است. بی سوادی در تمام ابعاد زندگی انسان می تواند تأثیر بسزایی داشته باشد، مخصوصاً در بهداشت، رشد اقتصادی، رشد فرهنگی، رشد و تربیت فرزندان، بی نظمی و ناهنجاری کودکان، رشد اشتغال و غیره. مطالعات نشان داده است که هرچه آسیب های روانی بیشتر باشد، موقعیت اجتماعی شخص را پایین تر   می آورد و عواملی چون فقر، بی کاری، تعداد فرزندان، اعتیاد، طلاق و ... که همه موجب پایین آمدن موقعیت اجتماعی و فرهنگی شخص می شود و آشفتگی ها یا آسیب های روانی را به وجود می آورد  معمـولاً  افرادی که در سطح پایـین اقتـصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، زندگی می کنند ، سطح تحصیلات کمتری نسبت به افراد همسال خود دارند و میزان تحصیلات در این خانواده ها به شدت اُفت پیدا می کند. در حقیقت در برخی از این خانواده ها ، سواد مقوله ی  بیگانه ای می باشد . تأثیر عمیقی که این موقعیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی پایین، بر روی افراد خانواده و جامعه برجا می گذارد، موجب بی نظمی و آشفتگی روانی می گردد، البته این آشفتگی روانی را در طبقات مختلف جامعه می توان دید. شیوه های انحرافی ـ ایجاد علایم روانی بیماری ـ اقدام به خودکشی ـ بستری شدن ـ قطع ارتباط با واقعیت ، در طبقات پایین اجتماع ، بیشتر دیده می شود. مسائل فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی ، به عنوان پیش فرض این مشکل مطرح است و در واقع هدف بررسی اثرات اقتصادی ـ اجتماعی این مسئله به عنوان یک متغیر مهم بر وضعیت روانی است. در این جا سواد و تحصیلات را به عنوان یک متغیر ملاک، لحاظ نموده که قابل سنجش بیشتری است. اهمیت دوران کودکی و نوجوانی در شکل گیری شخصیت و تربیت پذیری انسان به اندازه ای است که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده است: « فراگیری علم در کودکی همچون نقشی است که بر سنگ حک شود » در آموزش وپرورش که وظیفه ی تربیت کودکان و نوجوانان را بر عهده دارد این مهم بیش از هر چیز با بهره گیری از قالب ها و واسطه های جذاب هنری قابل دست یابی است.   مسئولیت مربیان  در عرصه هنری و استفاده از آن در جهت اهداف تربیتی از دو منظر قابل   بررسی است : 1-در این روزگار عوامل پلید کفر با بهره گیری از اندیشه های شیطانی خود برای محو ارزش های دینی و اسلامی به وسیله هنراقدام کرده اند ما نیز باید از این ابزار ارزشمند استفاده کنیم. 2- بهترین راه برای حفظ ارزش های اسلامی استفاده از هنر و به کارگیری این ابزار موثر در تعلیم و تربیت است،زیرا«دین»و«هنر» هر دو ریشه در فطرت انسانی دارند و از کشش های درونی برخوردارند.   وجود حس زیبا پرستی و جمال خواهی در فطرت انسان ،عاملی است که مربیان با استفاده از آن می توانـند رغبت وگرایش های دانـش آموزان را به مبـاحث تربیتی ، پـرورشی و به ویژه             « تربیت دینی»  افزایش دهند و این ابزار قوی و کارآمد تاثیر غیر مستقیم و ماندگاری در مسائل تربیتی دارد. اکنون که بناست مربیان با نگاهی تازه و رویکردی جدید به عرصه ی تربیت وارد شوند،جا دارد که این ابزار قدرتمند را شناخت و از شیوه های کارآمد و اثرگذار این ابزاردر حوزه کارهای پرورشی بهره بهتری بگیریم. يکي از مشغله های اصلی بشريت در تمام دوران ، توانا ساختن نسل آينده در اداره امور خويش و سپردن ميراث فرهنگی بوده است . قسمت اعظم اين وظيفه ، در ابتدا توسط خانواده انجام مي شد . همزمان با گسترش جوامع و تقسيم کار اجتماعی و اقتصادی وظيفه تعليم و تربيت به نهاد آموزش و پرورش محول گرديد .اين نهاد به طور رسمي عهده دار اين امر گشت تا بر اساس اصول و اهداف مورد قبول جامعه ، توانايي ها و استعدادهاي کودکان و نوجوانان را شناسايي نمايد و به منظور اجتماعي شدن و به عهده گرفتن مسئوليت هاي آتي تعاليم لازم را به آنان بياموزد و در بروز استعدادهای هنریشان سهیم باشد. امروزه ديدگاه مردم در مورد آموزش و پرورش به گونه اي است که استفاده از امکانات تربيتي جامعه را حق طبيعي و مسلم خود مي دانند . دليل عمده اين امر آن است که تعليم و تربيت با سرنوشت انسان در زندگي آينده پيوند خورده است .  در عصر حاضر بسياري از امکانات مادي و نيروهاي انساني در خدمت تعليم و تربيت قرار گرفته است . همچنین تعليم و تربيت در بسيـاري از جوامع يک سـرمايه گذاري بلند مدت محـسوب   مي شود . که به بهاي چشم پوشيدن و صرف نظر کردن از رشد کوتاه مدت ديگر امکانات جامعه حاصل مي شود . بنابراين اگر تعليم و تربيت نتواند نيروهاي انساني تحت آموزش خود را در قالب انواع تخصص ها و مهارتهاي مکمل و مورد لزوم جامعه درآورد و بدين ترتيب نتواند به ايفاي نقش خود در زمينه شکوفايي جامعه بپردازد ، در واقع بايد گفت که اين امکانات و نيروها به هدر      رفته است . لذا تفکر عاقلانه حکم مي کند که سرمايه ها و نيروهاي به کار گرفته شده در تعليم و تربيت به گونه اي برنامه ريزي و سازماندهي شود تا بتواند به اهداف مورد نظر خويش دست      پيدا کند . کودکان و نوجوانان در دوران تحصيل ، نگرش مثبت يا منفي نسبت به خود و محيط پيرامون بدست مي آورند. اين مسأله به مقدار زياد به تجارب موفق يا ناموفق دانش آموزان در دوران تحصيل بستگي دارد . آنها در مدرسه در مسير رشد و بالندگي قرار مي گيرند . در حقيقت در طول بهترين سالهاي عمرخود با عوامل مختلف مؤثر بر تحول شناختي ، عاطفي و اجتماعي به کنش متقابل   مي پردازند . آنها با پيشرفت در استعدادهنری و افزايش ميزان يادگيري علاوه بر رشد علمي و هنری به سلامت رواني نيز دست پيدا مي کنند . بر عکس در صورت عدم موفقيت و فشارهاي رواني ناشي از آن ، بهداشت رواني شان برهم خورده و بدين گونه خسارتهايي متوجه آنها و جامعه مي شود . کودکان امروز، لازم است بزرگسالانی خلاق و مبتکر باشند، زیرا جهان به سرعت در حال تغییر و دگرگونی است و آنان نیاز دارند برای رویارویی با مشکلات و فایق آمدن بر آنها خلاقانه فکر و   عمل کردن را بیاموزند. بیشتر بزرگسالان هیچگاه فکر نمی کنند که چگونه می توانند خلاق و مبتکر شوند، زیرا نه یک رشته هنری خاص را که منجر به شکوفا شدن استعدادهای آن ها شود، دنبال می کنند و نه سعی دارند میان دانسته ها و پدیده های محیطی شان ارتباطی جدید برقرار کنند. در صورتی که خلاقیت، ابتکار و نوآوری مرحله ای از رشد عقلی است که می تواند منجر به ساخت و ایجاد موقعیتی برای راحت تر زیستن شود. همه ما از حاصل فکر افراد خلاقی که در گذشته به نحوی از قدرت تخیل، تفکر و برقراری روابط میان آنها استفاده کرده اند، بهره می بریم. آنها آنچه را که نبوده، ولی قابلیت بودن را داشته است، ساخته اند. برای خلاق بودن نیازی به داشتن هوش و ذکاوت بالا نیست. به عبارت دیگر، یک فرد خلاق الزاما فردی باهوش نیست، بلکه تنها با استفاده از تجربه، آزمایش و البته کنجکاوی و بررسی درباره پدیده های محیطی اش قوه خلاقیت و ابتکار خود را متجلی می سازد.                      بیان مسأله   قدم اول درموفقیت این است که پیروز شدن را بخواهیم. تنها به این صورت است که اصول موفقیت را به آسانی خواهیم آموخت. موفقیت به عوامل گوناگونی بستگی دارد واین عوامل در مجموعه ای فردی، آموزشگاهی، خانوادگی واجتماعی طبقه بندی    می شود. بی تردید پیشرفت تحصیلی و بروز استعدادهای هنری دانش آموزان به عوامل مختلفی نظیردرآمد،سطح تحصیلات والدین، رفتاروالدین، محیط خانواده، نوع مدرسه، امکانات آموزشی، توجه به استعدادها و خلاقیت او، رفتار معلم ،خود دانش آموز و ... بستگی دارد. دراین تحقیق من عامل دوم یعنی سطح تحصیلات والدین را مورد بررسی قرار می دهم.         سطح تحصیلات والدین همانند سایر عوامل موثر بر پیشرفت و بروز استعدادها به اشکال مختلف در پیشرفت و یا افت تأثیر می گذارد. اندیشه‌ی بشر همواره نعمتی گران قدر بوده است. این وجه افتراق با سایر موجودات سبب شده است، تا انسان در رهگذر تاریخ و در طول زمان به تکامل رهنمون شود. آدمی، از آغاز پا نهادن به این کره ی خاکی با مشاهده ی پدیده‌ها، مفاهیم و تصورات اولیه ای در ذهن خویش یافت، سپس در پی مفاهیم اسباب و علل پیدایش پدیده ها و رویدادها و تحولات، به تفکر و تجربه روی آورد و در هر مرحله گامی پیشتر فرا نهاد. خط و زبان، از ابداعات مهمی است که بعدها توسط بشر پدید آمد و انتقال تجربه ها و تفکرات افراد به یکدیگر را میسّر ساخت. بدین ترتیب، دانش ناچیز بشر در دوران های اولیه به دوران بعد     لبریز شده و در سیر تکاملی خود پیچیده تر و جامع تر گشت. اکنون گنجینه‌ی گران بهای بشر، علم و دانش که دستاورد قرن ها مرارت و تلاش خستگی نا پذیر بشری است در قالب کتاب ها، نشریه ها و نوشته های گوناگون در آمده است.برای ورود به این حوزه و دستیابی به این ذخایر نیز، کلیدی جز درک و فهم و توانایی خواندن و نوشتن و تحصیلات، شناخته نشده است؛ و اگر چه کسب مهارت های خواندن و نوشتن، خود به معنای شعور و آگاهی نیست، لیکن ابزارهایی مؤثر در راه رشد و تعالی انسان وبروز استعدادهایش خواهد بود. بعد مهم هنر بعد پرورشی آن است نه بعد آموزشی آن.در آموزش نیز هنر از جایگاه واقعی  برخوردار نیست.حتی درنظام تربیت خانوادگی نیز دچار اشکال بزرگی هستیم و آن این است که ما فرزند خوب و با ترببت را فرزندی حرف شنو،مطیع و آرام و در برابر هر ساز ما ،رقصی متناسب را آغاز کند.و کودک خلاق و صاحب اندیشه را گستاخ می پنداریم و با چنین طرز تفکر کودک را به جای پرداختن به هنر تنها به خواندن علوم، ریاضی ،تاریخ و جغرافیا تشویق می کنیم بیایید به کودکانمان اجازه ی اظهار نظر ،داستان گویی و ... بدهیم واقعیت این است که بوعلی ها بسیارند ، آن ها در خانه و مدرسه و در کنار ما هستند .فقط باید اجازه دهیم که استعداد ها و خلاقیت های آنان شکوفا شود. بدون تردید بخشی از اجازه ما تنها با درک اهمیت جایگاه هنر در نظام آموزش میسر می شود. هنرهاى تجسمى (طراحى و نقاشى)، ادبيات (شعر، قصه، داستان و...)، موسيقى، كارهاى دستى (گل‌آرايي، گل‌كارى، منبت و...) و هنرهاى نمايشى (سينما و تئاتر) در درك زيبايى، شناخت جزئيات و مشكلات زندگى و به تبع آن بالابردن قدرت درك، نقش به ‌سزايى در قرار دادن كودك در جريان رشد خلاقيت‌هاى ادبى و هنرى دارند.بی سوادی با فقر و ناهنجاری، پیوند مستقیم    دارد و در محروم ترین مناطق کشورهایی که دچار کمبود منابع طبیعی هستند ، در بین            فراموش شده ترین، گروه های انسانی و کسانی که از نارسایی ها و کمبودهای مهم و اساسی مانند: غذا، بهداشت، مسکن، بیکاری و... رنج می برند به گسترده ترین شکل ممکن وجود دارد.تداوم     بی سوادی سدی عظیم در راه توسعه است و مانع از آن می شود که میلیون ها نفر مرد و زن، عنان زندگی خود را در دست بگیرند. بی سوادی، عاملی است که مبارزه علیه فقر، نا برابری ها و ناهنجاری ها را محکوم به شکست می کند. بی سوادی هر چند که خود معلول نارسایی های اقتصادی و اجتماعی و تربیتی است، ولی در اینجا نقش تشدید و تعیین کننده ای دارد. در محیط‌های فقیر، کودکانی که با شکم گرسنه به مدرسه می روند، وضعیت مدارس نیز، چندان تعریفی ندارد. در خانواده های سطح پایین، چون والدین نیز معمولاً از سطح تحصیلات پایینی برخوردارند، در رسیدن به درس و مشق و تربیت فرزندان،وتوجه به هنرمند بودنشان با مشکل      رو به رو می شوند. بررسی ها بیانگر این واقعیت تلخ هستند که بی سوادی و کم سوادی گرچه مسئله ی حاد کشورهای جهان سوم است، ولی مشکل جدید کشورهای پیشرفته ی صنعتی       نیز هست. مشاغل و گرفتاری های روزمره ی پدران و سواد و تحصیلات اندک، پرجمعیت بودن خانواده ها، اختلاف های خانوادگی، دوستان ناباب و فقر اقتصادی، با انحرافات از رفتار به هنجار، رابطه ای قابل ملاحظه دارد. اگرچه تحصیلات پدران و مادران در رفتار به هنجار فرزندان تأثیر انکار ناپذیر دارد، اما در بررسی ها ی انجام شده، نقش مادران، چشم گیرتر می نماید.  دور بودن پدران از منزل به دلیل اشتغال، باعث می شود که فرزندان، بیشتر ساعات بیداری را با مادران خود بگذرانند. از این رو سطح سواد و تحصیلات مادران می تواند درهدایت تحصیلی وشغلی فرزندان ونیز بروزاستعدادهایشان تأثیر قابل ملاحظه‌ای داشته باشد. بطور خلاصه :    درآمد خالص  سطح سواد و تحصیلات والدین   تبعیض قایل شدن در نوع کودکان (دختر و پسر)  نوع شغل پدر و مادر  تعداد فرزندان  ترتیب تولد فرزندان  سطح طبقه ی اجتماعی و اقتصادی  امکانات رفاهی  خانه و محل سکونت   از جمله عوامل مهم  بروز نیافتن استعدادهای هنری و خلاقیت  فرزندان و بروز ناهنجاری رفتاری        دانش آموزان می باشد.     اهمیت و ضرورت تحقیق   اهمیت این پژوهش در آن است که با شناخت عمیق تر و بیش تر دانستن مسائل و ویژگی های خاص هر گروه از کودکان و نوجوانان ، نخست  قادر  به  تشخیص آن‌ها از سایر کودکان می شویم  و دوّم ارائه‌ي راه حل ها و راهنمایی های مناسب، جهت رفع و یا حداقل، بهبود مشکلات این گروه از نوجوانان می باشد. از آن‌جایی که سواد و سطح تحصیلات خانواده، موقعیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، بر سلامت روانی و بروز استعدادهای کودک و نوجوان تأثیر بسزایی دارد و از آن‌جایی که سلامت روانی و یا آشفتگی روانی، بر آموزش و پرورش، بهداشت روحی و روانی ، رشد و تربیت نوجوانان تأثير دارد، می بایست شناخت عمیق تری از سطح سواد و تحصیلات و طبقات مختلف اجتماعی به‌دست آوریم و به اضطراب ها، ترس ها، مشکلات خانوادگی کودک و حتی غنا و فقر کودک، پی برده و در جهت خدمت صحیح تر به کودکان استفاده كنيم. نجامين بلوم  عقيده دارد تعداد بسيار كمى از معلمان فقط به بازده آموزشى مي‌‏انديشند و بقيه مي‌‏كوشند تا دانش‌‏آموز فنون كلى روبه‌رو شدن با مشكلات را عملاً بياموزد. بعضى از روان‏شناسان اين جريان را تفكر انتقادى و جان ديويى و ديگران، آن را تفكر عمقى و حتى بعضى ديگر آن را حل مسئله ناميده‌اند ولى بلوم اصطلاح توانايى و مهارت‌هاى ذهنى (هنرها) را به‌كار مي‌‏برد. از نظر او توانايي‌ها، حاصل دانش به علاوه‌ي هنرها يا مهارت‌هاست نيروى شگفتى كودك از آغاز تولد با اوست و اين نيرو به ‌نوعى با غريزه‌ي زيبايي‌‏پسندى ارتباط مستقيم دارد. لازم نيست كه به كسى ياد بدهيد گل را دوست بدارد؛ هر گاه شما گل و هر چه زيباست را به او نشان بدهيد، به طرفش خواهد رفت. پس زيبايي‌‏پسندى يكى از محورهاى تربيت انسان است. علاوه بر اين، احساس طراوت در زندگى، زيبايى و متصف شدن به آن نوعى حس رشد شخصيت به انسان مي‌‏دهد. به عبارت ديگر، هر وقت انسان به پديده‌ي نقاشى برخورد كرد و توانست آن را ضميمه‌ي منِ خود كند، احساس مي‌‏كند شخصيتش رشد كرده (خانه‌ي زيباى من و...) و جامعه هم اين داورى را تأييد مي‌‏كند و شخصيت انسان را با متعلقات زيبايش اندازه‏‌گيرى مي‌‏كند. اين رشد شخصيت وجه ديگرى از پرورش قوه‌ي ابتكار، حس اعتماد به‌نفس و غيره است.   هنرمند به موجودات جهان علاقه‌‏اى خاص دارد و مشاهده‌ي زيبايي‌‏شناسى غالباً داراى احوال صميمى و خاصى است. هنرمند با همه‌ي موجودات جهان از جاندار و بي‌‏جان كم‌‏كم تعلق خاطر پيدا مي‌‏كند، مهر مي‌‏ورزد و دلبستگى پيدا مي‌‏كند و همين علاقه او را شريك غم و شادي‌هاى  آن‌ها مي‌‏كند. اين احساس از خانواده ريشه مي‌‏گيرد. ابتدايي‌ترين شكل اين فداكارى بي‌‏شك دلبستگى ميان فرزند و مادر است كه به‌تدريج به دوستان، همشهريان، ملت، نژاد و انسانيت سرايت مي‌‏كند و ممكن است به حيوانات و گياهان و آن‏‌چه مناظر طبيعت است نيز توسعه يابد و باعث بروز استعدادهای وی شود. هنر را مي‌‏توان كارآمدترين ابزار تربيت انسانى در جهان امروز داشت و در جهان پرتنش و اضطراب امروز دانست و شايد بتوان گفت تنها از طريق هنر و تقويت بُعد زيبايي‌‏شناسى است كه مي‌‏توان   بر كالبد خسته و بي‌‏رمق انسان امروزى حياتى تازه دميد.   بدیهی است كه كشور ما به مطالعات و تحقیقات مربوط به آموزش و پرورش نوجوانان و كودكان نیاز فراوان دارد و در این میان لازم است به مسائل و مشكلات مهمی كه به نحوی به پیشرفت هنری وبروز استعدادهای دانش آموزان لطمه می زند توجه لازم مبذول گردد.   لذا تحقیقاتی ارزنده و معضل گشا در این زمینه برای رسیدن به وضع نسبتا مطلوب ضروری      به نظر می رسد كه از طریق یافتن راههای پیشرفت و بروز استعدادها از جنبه ی عوامل موثر خانوادگی , آموزشی و پرورشی در این مسیر قدم های موثر و راهگشایی در جهت حل این مشكل بزرگ برداشته شود كه مهمترین و پر اهمیت ترین بررسی ها و دست آوردها از مسائل و عوامل خانوادگی و سطح سواد والدین در جنبه های پیشرفت هنری و بروز استعدادها از هدف های عمده و اساسی ما در این تحقیق می باشد.                 هدف تحقیق   اهداف کلی : ·          بررسی سواد والدین در پیشرفت و بروز استعدادهای هنری دانش آموزان اهداف جزئی : ·          رابطه بین سطح سواد والدین و بروز استعدادهای هنری دانش آموزان دختر و پسر ·          مشخص کردن عوامل موثر در بروز استعدادهای هنری دانش آموزان در شهر خوی ·          تعیین میزان سواد والدین   فرضیه های تحقیق   1-    بين ارتباط اولياء با سواد دانش آموزان با مدرسه و پيشرفت هنری دانش آموزان  رابطه وجود دارد. 2- بین کنترل و نظارت والدین با سواد ، نسبت به امور هنری  فرزندان و پیشرفت وبروز استعداد تحصیلی آنان رابطه وجود دارد. 3-    بین اهمیت دادن اولیاء با سواد نسبت به بروز استعداد و پیشرفت هنری رابطه وجود دارد. تعریف مفاهیم و واژه ها   سواد: توانائى خواندن و نوشتن به يکى از زبان‌ها و لهجه‌هاى موجود در جهان و داشتن تحصيلاتى از هر نوع را 'سواد' (literacy) مى‌خوانند. مطابق تعريف، فردى که نمى‌تواند به يکى از زبان‌ها و لهجه‌ها بخواند و بنويسد، يعنى کسى که از هيچ نوع تحصيلاتى برخوردار نيست، 'بى‌سواد' (illiterate) و کسى که به اين امر قادر است، 'باسواد' (literate) خوانده مى‌شود.   والدین: والدین واژه ای عربیست به معنی پدر و مادر، برابر پارسی این واژه زادوران و زای آوران است. همچنین والدین به سرپرست فرزند یا فرزندان هم اطلاق می گردد. که می توانند والدین بیولوژیکی(طبیعی) یا پدر و مادر خوانده فرزند باشند.   استعداد هنری : خلق آن چیزی است که موجب تعالی روح بشر و حرکت به سمت کمال گردد یعنی مترادف با عمل نیک است ، چون در ژرفای هر نیکی زیبایی نهفته است. هنر ثبت واقعیتهای ذهنی است. در تعريف استعداد گفته اند كه آن توانايي بالقوه اي است كه اگر در محيط مساعدتري قرار بگيرد، به شكوفايي مي انجامد.فردي كه استعدادهايش به نحو مطلوبي به شكوفايي رسيده باشد به تعبير مازلو به خود شكوفايي دست يافته است.       فصل دوم پیشینه تحقیق             عوامل موثر در پیشرفت و بروز استعدادهای علمی و هنری دانش آموزان   موفقيت به علل و عوامل متعددي بستگي دارد كه نبود و يا نقصان هركدام از اين عوامل موجب  می شود استعدادهای فرزندان بروز نیابند. هوش و استعداد تحصيلي يادگيرنده، عوامل محيطي و عوامل خانوادگي از مهم ترين مسائل تاثيرگذار بر روند پيشرفت علمی و هنری دانش آموزان هستند. بي شك نقش خانواده درموفقيت تحصيلي فرزندان آنچنان حائز اهميت است كه به هيچ بهانه قابل كتمان نيست. خانواده با آن جايگاه برجسته و ممتاز در نظام تعليم و تربيت به دلايل متعددي مي تواند تاثيري شگرف در فعاليت هاي آموزشي داشته باشد. كه مختصرا به آن اشاره   مي شود.(حبیبی،اعظم،روزنامه کیهان،1390ش20125 ) والدين نقش مهمي در شناخت استعداد فرزندان و هدايت آنها دارند و راه رسيدن به اين شناخت درك متقابل و ارتباط نزديك والدين و فرزندان است.استفاده از مشورت و راهنمايي والدين     گزينه اي است كه هرگز نبايد در اين گونه انتخابها ناديده گرفته شود، چرا كه تجربه والدين     خود نكته ی حايز اهميتي است كه در طول ساليان دراز به دست آمده و مي تواند نقشه ی راهنماي خوبي براي فرزندان باشد.  والدين در شناخت علايق و استعدادهاي فرزندان نقش     بسيار مهمي دارند، چون فرزندان بيشترين زمان را با آنها سپري مي كنند و به خصوص         دوران كودكي كه نقش اصلي را در تربيت فرزند ايفا مي كنند و زمان خوبي براي كشف         علايق فرزندان است. (شعبانلو،سعید،سایت:طنین تربیتwww.taninetarbiyat.com،1387 ) پدران و مادران از طريق برقرار كردن روابط و تعامل با مدرسه و ديگر نهادهاي تربيتي مي توانند در شناسايي اين مقوله نقش مهمي را رقم بزنند. همچنين از طريق بازيهاي فرزندان و نگاه ظريف و پرمعنا در رفتار آنها مي توانند دریابند كه علاقه شان در چه زمينه اي است.در دوره متوسطه قسمت اعظم استعداد اختصاصي نوجوانان بروز مي كند، در نتيجه با پايان يافتن رشد هوشي، قدرت يادگيري آنان به حد اعلاي خود مي رسد و كنجكاوي آنها جهت معيني مي گيرد، بنابراين با مشاهده دقيق رفتار كودك و نوجوان در محيط خانواده و محيط اجتماع مي توان به احساس مسئوليت وي در قبال درس يا گرايش او به باز و بسته كردن لوازم برقي، يا قدرت ارتباط و جلب مشتري و يا نظم و ترتيب در امور شخصي ویا گرایش وی به امور هنری ،پي برد. از سوي ديگر، والدين بايد به عنوان فردي مطلع در تمامي مقاطع آموزشي و در موقعيتهاي مختلف، ارتباط خود را با مدرسه و معلمان برقرار نگه دارند تا از طريق آن نسبت به نقاط ضعف و قوت استعدادهاي فرزندشان آگاه شوند.توجه به رغبتهاي بياني، نمايشي و نوشتاري فرزند در زمينه هاي تحصيلي و حرفه اي و همچنين دقت در پيگيري نمرات امتحاني با توجه به تمامي جوانب و عوامل تأثيرگذار بر امتحانات نيز از جمله راههاي اطلاع از اين استعدادهاست.البته لازم به ذکر است که تحميل نظر والدين به دانش آموزان مطلوب نمی باشد، فرزندان در عين آزاد بودن بايد آگاه نيز باشند تا بتوانند براي آينده تحصيلي و شغلي خود تصميم گيري كنند،البته كمك والدين دراين زمينه فقط       مي تواند درحدراهنمايي وهدايت باشد چرا كه تحميل نظر موجب افسردگي، سرخوردگي،       مردم گريزي و در نهايت بي ميلي و شكست در كارها خواهد شد. (همان منبع،1387 )     نقش سواد والدين   خانواده هاي ايراني نقش خود را درباره كمك به پيشرفت فرزندان در دو نكته خلاصه مي كنند: 1-تهيه و تدارك امكانات 2-همراهي با فرزندشان دركنار شرايط اقتصادي خانواده دانش آموز، برخورد معلمان و محتواي كتب درسي،يكي از عوامل مهم در پيشرفت تحصيلي و يا بروز استعدادهای دانش آموزان، سواد والدين، محسوب مي شود.    اگر بچه ها در محيط خانواده احساس پشت گرمي نمايند و هرگاه از نظر درسي ویا هنری مشكلي برايشان پيش آمد مطمئن باشند كه اولياي آنها كمك شان مي كنند دراين صورت با دلگرمي بيشتري به تلاش خود ادامه می دهند.(حبیبی،اعظم،روزنامه کیهان،1390ش20125) محيط خانواده در پيشرفت هنری و بروز استعدادهای هنری نقش مهمي دارد. دانش آموزي كه والدين خود را مشغول مطالعه  و یا انجام کار هنری مي بيند خودش نيز تشويق به انجام دادن     مي شود و آنها را به عنوان بهترين الگوي همانند سازي خود انتخاب مي كند. بنابراين كمك و راهنمايي فرزندان توسط والدين امري است ضروري و نمي توان كار آموزش را تنها به مدرسه محول ساخت و از نقش خانواده در اين زمينه غافل شد. دانش آموزان اوقات زيادي را در منزل    مي گذرانند و تحت تاثير اعمال و رفتار والدين هستند و از آنها انتظار كمك و راهنمايي در     زمينه درس و هنر را دارند.بنابراين بزرگترين كاستي و قصوري كه مي تواند متوجه والدين        يك دانش آموز باهوش باشد آن نيست كه براي او كامپيوتر نخرند و يا ساير خواسته هايش را نتوانند اجابت كنند ، بلكه اين است كه با سهل انگاري ها و ناشي گري هاي خود سطح فكر خانواده را پايين آورند.( خسرو شاهی، وحید، افت تحصیلی وهنری، روزنامه اعتماد، ۲۹/۴/۸۲ش2345)   پژوهش هاي بسياري نشان داده اند كه آنچه والدين در تعامل خود با كودكان درخانه انجام       مي دهند عامل اصلي تعيين كننده توانايي هاي كلامي و پيشرفت هنری و علمی است نه سطح درآمد والدين يا ساير خصوصيت هاي مربوط به پايگاه اجتماعي آنان. والديني مي توانند بهترين و موثرترين سطح تعامل را با فرزندان داشته باشند كه از سطح فكري - و نه فقط سطح تحصيلات- بالاتري برخوردار باشند.  بنابر اين نقش پدر و مادر درافت و يا ارتقاي سطح فكري و فرهنگي خانواده بسيار مهم است.(امانت، سید هادی،روزنامه ایران،1382ش1923 ) اولين محيطي كه كودك با ارزشهاي كار و مفاهيمي مانند نظم و انضباط و يا پذيرش مسؤوليت آشنا مي شود، محيط خانواده است، پس ارزشها محصول تجارب فرد و ناشي از روابط فرد با افرادي است كه خود را با آنها همانند مي سازد، چنانكه رويه شخص نسبت به كار و تحصيل از طريق رابطه با والدين، معلمان، دوستان، صاحبان مشاغل، فعاليتهاي كاري و مشاغلي كه مي شناسند گسترش مي يابد. اغلب والدين از اثري كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم بر يادگيري ارزشهاي كاري ،  علمی و هنری كودكان و نوجوانان خويش دارند، آگاه نيستند و از آن جا كه راهنمايي هميشه     در قالب يك رابطه اتفاق مي افتد، والدين مي بايست داراي رابطه اي صميمانه و در                عين حال محترمانه با نوجوان خود باشند تا او با اعتماد كافي از رهنمودهاي آنان                   بهره گيرد. بخشي از مشكلات يك نوجوان مشكلات مدرسه است و دانش آموزان دوران راهنمایی و دبيرستان در انتخاب رشته تحصيلي، شرايط ورود به دانشگاه ، انتخاب حرفه و ... نيازمند كمك والدين هستند كه آنها همچنین در اين زمينه مي توانند با مشاور مدرسه نيز همكاري كنند.(حبیبی، اعظم ،روزنامه کیهان،1390ش20125 ) چایچی(1362) درپژوهشی تحت عنوان بررسی عوامل موثر بر انتخاب رشته تحصیلی درشهرتهران به این نتیجه رسیده است که سواد واطلاعات والدین تاثیر مستقیم بر انتخاب رشته تحصیلی   دانش آموزان دارد.سعيدي (1364) در پژوهش دیگری به اين نتايج دست يافته است که بين گرايش دانش آموزان به رشته هاي مختلف و شرايط خانوادگي آنان ارتباط وجود دارد.  محقق ‌درتعريف ‌عملياتي شرايط خانوادگي را شغل‌پدر ، سواد والدين ، ميزان درآمد و رشته ‌تحصيلي ‌فرزند اول نام برده است و مي‌افزايد بيشتر دانش آموزان خانواده هاي كشاورز و دامدار به رشته هاي انساني و فني‌و حرفه‌اي روي آوردند و بيشتر دانش آموزان خانواده هاي كارمند به    رشته هاي تجربي و رياضي وهنر. هيبت اللهي (1372) در بررسي علل گرايش دانش آموزان دوره متوسطه شهر سنندج به رشته هاي مختلف تحصيلي به این نتايج دست يافته است که سطح تحصيلات والدين بخصوص پدر در انتخاب رشته تحصيلي مخصوصاً رشته رياضي و فيزيك       مؤثر بوده است. بالی تیرکده(1374)در بررسی عوامل موثر در هدایت تحصیلی دانش آموزان نظام جدید آموزش متوسطه برای انتخاب رشته تحصیلی وشغل آینده خویش در شهرستان نوشهر نشان داده است که باسواد بودن خانواده و وضعیت اقتصادی خانواده در انتخاب رشته تحصیلی دانش آموز موثر است. علیزاده(1376) طی پژوهش دیگری نشان داده است که ‌شغل والدين، ارتباط معني داري           با گرايشات تحصيلي دانش آموزان دارد. علاوه بر عوامل خانوادگي (تحصيلات ، شغل ، محل سكونت و وضعيت مالي خانواده)  عوامل دروني (استعداد و علاقه)، عوامل بيروني (دوستان و امكانات آموزشي) ، عوامل اجتماعي (ارزش و منزلت اجتماعي رشته و شغل) درانتخاب رشته تأثير دارد. (شعبانلو،سعید،سایت: طنین تربیت ،1390) از ميان عوامل خانوادگي، ميزان تحصيلات والدين و شغل آنها در انتخاب رشته هاي فني و      حرفه اي و كاردانش تأثير داشته است. در راهنمايي والدين به رشته تحصيلي، نگرش والدين نسبت به شغل خود و ضروري دانستن رشته تحصيلي و در نوع تحصيلات والدين دانش آموزان فني ‌و حرفه اي و كاردانش و نظري اختلاف معني داري مشاهده نشده است بین وضعيت اقتصادي   خانواده هاي دانش آموزان وگرايش تحصيلي آنان رابطه وجود دارد، به گونه اي كه دانش آموزاني كه وضعيت اقتصادي بهتري دارند به تحصيلات دانشگاهي گرايش بيشتري دارند ونيز فرزندان خانواده هاي باسوادتر تمايل بيشتري به تحصيلات دانشگاهي و مشاغل مربوط دارند.         همچنین اعضاي خانواده در تمامي امور دانش آموز در مقايسه با ساير گروه ها نقش تعيين     كننده تري دارند. پس از خانواده، اولياء مدرسه و با اندكي تفاوت دوستان، در امور هنری و بروز استعدادهای هنری مورد مشورت و مخاطب دانش آموزان هستند. (همان منبع،1387)             باورهاي والدين، موفقيت بروز استعدادهای فرزند   سه عامل به عنوان مهمترين عوامل جهت موفقيت وبروز استعدادهای هنری دانش آموزان مطرح است كه از اين عوامل با نام «باورهاي والدين» يا «اهداف والدين» ياد مي كنند: باور والدين و مشخص كردن نكات مهم و با اهميت در زندگي و انتقال اين باورها و اعتقادات به كودك، با شيوه اي صحيح و منطقي، كودك را در جهت گيري ها و رفتارهايش ياري مي دهد. به طور مثال، اگر هنر، موفقيت هنری ورتبه ی بالاي فرزندوهنرمند شدن وی براي والدين از اهميت ويژه اي برخوردار است ، بايد اين  باور به  شيوه اي درست و منطقي براي كودك شرح  داده شود تا كودك بفهمد كه براي والدين او، موفقيت هنری جايگاه ويژه اي دارد، تا بر همين اساس گام بردارد.( حبیبی، اعظم ،روزنامه کیهان،1390ش20125) عقيده و باور والدين درباره هر موضوعي بايد در رفتار خود آنها جلوه گر شود. والديني كه از دروغگويي بيزارند و دوست ندارند فرزندشان اين خصلت زشت را بياموزد، بايد اين باور را به طور عملي نشان بدهند. اگر والدين عقيده دارند كه ارتباط و حضور مستمر آنها در مدرسه فرزندشان باعث موفقيت هنری و بروز استعدادهای او مي شود، بايد اين عقيده را اجرا كنند. به اين معني كه با برقراري ارتباط مؤثر و مناسب با اولياء مدرسه فرزندشان باعث فراهم كردن زمينه مناسب براي موفقيت فرزندشان شوند. بنابراين باورهاي والدين و انتقال اين باورها با شيوه اي درست و منطقي به فرزند، او را در جهت گيري ها و يافتن مسير صحيح ياري مي كند. (همان منبع،1390 )   ارتباط با مدرسه راهكاري مناسب براي موفقیت وبروز استعدادها   از آنجا كه نهادهاي خانه و مدرسه هر دو وظيفه تعليم و تربيت فرزندان را بر دوش دارند لذا ارتباط بين اين دو نهاد تربيتي لازم و ضروري به نظر مي رسد. چرا كه نه مدرسه مي تواند بدون همكاري خانواده ها رسالت تعليم و تربيت خويش را به شكل صحيح اجرا نمايد و نه خانواده ها مي توانند بدون ارتباط مستمر با مدرسه در جهت تربيت صحيح و رفع مشكلات فرزندان خود اقدامي مناسب انجام دهند .(حبیبی، اعظم ،روزنامه کیهان،1390ش20125 ) اصولا به دو دليل مهم ارتباط بين مدرسه و خانه توصيه مي شود. اول اينكه ارتباط بين اين دو نهاد باعث ايجاد يك نوع هماهنگي در هدف ها، روش ها و انتظارات تربيتي و آموزشي بين خانه و مدرسه مي شود. حسن اين هماهنگي اين خواهد بود كه از بروز تضادها و دوگانگي ها و تعارض ها در امور علمی و هنری و خصوصاً تربيتي فرزندان كه موجب بروز سرخوردگي، دلزدگي و افسردگي در فرزندان مي شود و نتيجه اي جز سردرگمي فرزندان ندارد،جلوگيري مي شود. ارتباط با مدرسه به اين دليل نيز كه موجب مي گردد تا والدين از وضعيت تحصيلي ونيازهاي فرزندانشان بهتر و بيشتر آگاه شوند و اطلاعاتي را به دست آورند كه براي ارائه نقش تربيتي بهتر خانواده لازم و ضروري است توصيه مي گردد. برخي والدين به دليل عدم آشنايي كافي با نيازهاي واقعي ويژگي هاي سني فرزندانشان در سنين مختلف و عدم اطلاع از وضعيت تحصيلي آنان     نمي توانند نقش هاي نظارتي و حمايتي خود را به طرز صحيحي اجرا نمايند و نه تنها موجب بروز افت تحصيلي در فرزندان خود مي شوند بلكه روز به روز از فرزندان خود نيز به دليل عدم شناخت كافي از آنان فاصله مي گيرند و نمی توانند در بروز استعدادهای هنری شان سهیم باشند. ارتباط مستمر با مدرسه و شركت منظم در جلسات انجمن اولياء و مربيان و شركت در كلاس هاي آموزشي مناسب براي آشنايي با ويژگي ها و نيازهاي فرزندان در دوره هاي سني مختلف راهكار مناسبي است براي تقويت بعد نظارتي و حمايتي خانواده ها در برابر فرزندان كه اميدوارم مورد توجه خانواده ها قرار گيرد . (همان منبع،1390)                       50 روش برای به ظهور رساندن استعدادهای فرزندان   1- به فرزند خود اجازه دهید علائق خود را کشف کند. به فعالیتهایی که او انتخاب می کند توجه نشان دهید. این گونه بازیهای زمان- آزاد می تواند اطلاعات بسیاری درباره استعدادهای نهفته فرزندتان در اختیار شما قرار دهد. 2- فرزند خود را روی طیف وسیعی از تجارب قرار دهید. این امر باعث فعال شدن استعدادهای نهفته می گردد.  فکر نکنید چون او علاقه ای نشان نمی دهد،  بنابراین استعدادی هم در آن   زمینه ندارد. 3- بگذارید مرتکب اشتباه شود. اگر همه کارها را به طور کامل و بی نقص انجام دهد، هرگز برای کشف و گسترش یک استعداد، خطر نخواهد کرد. 4- سؤال بپرسید. با پرسیدن سؤالهای اساسی از قبیل: چرا آسمان آبی است؟ به کودک خود کمک کنید تا با شگفتیهای دنیا مواجه شود. به اتفاق هم پاسخ سؤال را بیابید. 5- پروژه های خانوادگی ویژه ای را طرح ریزی نمایید. فعالیتهای مشترک می تواند استعدادهای جدید را بیدار کند و گسترش دهد. 6- کودک را مجبور به یادگیری نکنید. این امید که برای پیشرفت و رشد دادن استعدادهای کودکان، باید هر روز درسهای خاصی را به آنان آموخت، ممکن است آنان را مضطرب یا دلزده سازد. 7- انتظارات سطح بالایی داشته باشید، اما این انتظارات باید واقع بینانه باشند. 8- در انجام کارها، کودک خود را سهیم کنید. بگذارید او با انجام کارها موفقیت را در ذهن خود مجسم کند. بگذارید ببیند که شما درگیر فعالیتهای معنادار هستید و به او اجازه دهید درگیر این فعالیتها شود. 9- محیطی را فراهم آورید که به لحاظ تحریکات حسی غنی باشد. مواد و اسبابهایی را در خانه  قرار دهید که حواس کودک را تحریک می کنند، موادی از قبیل:  نقاشی  با انگشت، آلات موسیقی و عروسک های خیمه شب بازی . 10- شور و اشتیاق خود را به یادگیری فعال حفظ کنید. 11- کودک خود را با برچسب زدن به او محدود نکنید. این برچسبها ممکن است شرایطی را به او تحمیل نماید که با استعدادهای ذاتی اش همخوانی ندارند. 12- به عنوان خانواده و با یکدیگر به بازی بپردازید. 13- برای فعالیتهایی نظیر خواندن، گوش دادن به موسیقی و صحبت کردن برنامه زمانی منظم در نظر بگیرید. 14- مواردی را برای کودک در نظر بگیرید که همواره بتواند با رجوع به آنها به دنیای خود دسترسی داشته باشد. 15- بگذارید فرزندتان به فعالیتهای گروهی که مورد علاقه اش هستند، بپردازد. 16- برای پرورش خلاقیت کودک خود داستانهای طنز آمیز برایش بخوانید. 17- فعالیتهایی را که فرزندتان انجام می دهد مورد انتقاد یا قضاوت قرار ندهید. اگر احساس کند مورد ارزشیابی قرار می گیرد، احتمالا" شکوفاسازی استعدادهای خود را پیگیری نخواهد کرد. 18- با کودک خود بازی کنید و از ا ین طریق سرزندگی و شوخ طبعی خود را به او نشان دهید. 19- خانواده را در موفقیتهای خود سهیم کنید. درباره اتفاقات خوشایندی که طی روز اتفاق افتاده اند، صحبت کنید تا عزت نفس او از این طریق افزایش یابد. 20- کاری کنید که فرزندتان به کامپیوتر خانه، مدرسه یا یک کتابخانه عمومی دسترسی داشته باشد. 21- به صحبتهای کودک خود گوش فرا دهید. چیزهایی که او به آنها اهمیت بسیاری می دهد،  می تواند سرنخی از استعدادهای خاصی باشد که از آنها برخوردار است. 22- فضای خاصی را در خانه برای پرداختن به فعالیتهای خلاقانه  هنری در نظر بگیرید. 23- هنگامی که کارهای روزمره ای را که به عهده فرزندتان گذاشته اید، با موفقیت انجام می دهد، حس مسئولیتش را در انجام کارهای خانه مورد قدردانی قرار دهید. 24- خانوادگی از مکانهای جدید هنری و تاریخی دیدن کنید. 25- بازی های بازپاسخ به فرزند خود بدهید . اسباب بازی هایی مانند سر هم کردن قطعات و عروسکهای دستی باعث تشویق بازیهای تخیلی می شود. 26- بگذارید در روز تا حدی به رویاپردازی و کنجکاوی بپردازد. 27- داستانهای الهام بخشی را بخوانید که قهرمانانشان در زندگی موفقیت هایی را کسب کرده اند. 28- با دادن جایزه به فرزند خود رشوه ندهید. از مشوقهایی استفاده کنید که به کودک این پیام را منتقل می کنند که یادگیری نباید به خاطر گرفتن جایزه باشد. 29- اجازه بدهید فرزندتان به گروههای همسالی بپیوندد که همگام با استعدادهای او هستند. 30- برای برانگیختن علائق کودک، درباره خبرهایی که می شنوید، با او به بحث بپردازید. 31- سوگیریهایی جنسیتی را تشویق نکنید. برای کودک خود هم اسباب بازیها وفعالیتهای زنانه و هم مردانه تدارک ببینید. 32- از مقایسه کودک خود با دیگران اجتناب ورزید. به او کمک کنید تا عملکرد فعلی خود را با عمکرد گذشته اش مقایسه کند. 33- سعی کنید پدر یا مادری اقتدارگرا باشید. 34- برای برانگیختن علائق و استعدادهای فرزندتان از موقعیتهای گروهی یا جمعی(خارج از منزل) بهره ببرید. با هم به کتابخانه، موزه، کنسرت، یا مسابقه بروید. 35- پاداشهایی به فرزندتان بدهید که نقاط قوتش را تقویت می کند. 36- کودکتان را به صحبت درباره آینده اش تشویق کنید. از دیدگاههای او حمایت کنید بدون آنکه به سمت حیطه یا رشته ای خاص هدایتش نمایید. 37- کودک خود را با افراد جالب و هنری آشنا کنید. 38- خانه خود را به عنوان فضایی برای یادگیری تلقی کنید. فضای آشپزخانه و آشپزی برای آموزش هنر و علوم بسیار مناسب است. 39- در احساسات با یکدیگر سهیم شوید. سرکوبی حوادث می تواند به سرکوبی استعدادهای کودک بیانجامد. 40- کودک خود را تشویق به خواندن مطالب هنری کنید. 41- ابداعات و ساخته های هنری کودک خود را به شوخی نگیرید. 42- با کودک خود فعالیتهایی را انجام دهید که در ارتباط با علائق و استعدادهایش است. 43- به کودک خود بیاموزید که به قوه شهود خویش اعتماد کند و به ظرفیتهایش اعتماد      داشته باشد. 44- به کودک خود حق انتخاب بدهید. این عمل، قدرت اراده او را مستحکم و حس نوآوری را در وی بیدار می کند. 45- به کودک خود یاد بدهید که برای شکوفا ساختن استعداد خویش چگونه از کتابها استفاده کند. به عنوان مثال، برای یادگیری«درست کردن چیزی» از کتابهای«چگونه ...» استفاده کند. 46- در گوشه ای از خانه فضایی را برای به نمایش گزاردن ساخته ها و کارهای هنری اش اختصاص دهید. 47- کودک خود را تشویق کنید تا در حیطه هایی که با مشکل مواجه است، دست و پنجه نرم کند و کلنجار برود. به او کمک کنید تا با هر محدودیتی رو در رو شود. 48- رابط بین دنیای واقعی و استعدادهای خاص کودک خود باشید. به او کمک کنید راهی برای نشان دادن استعدادهایش بیابد. 49- کودک را با مطالبی آشنا کنید که درباره افتخارات و استعدادهای کودکان است. کتابهایی مانند«مهندس کوچکی که می توانست ...» می تواند نگرش«می توانم انجام دهم» را تشویق کند. 50- کودک خود را همان طور که هست بپذیرید.         (استعداد فرزندان،سایت نیاز روزwww.niyazerooz.com ،شهریور1390)                    390      
+ نوشته شده توسط میر سیا وش اسبقی در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM


جنگ دفاع مقدس