1-6-آشنایی با جایگاه شهردار در قانون شوراها
1-6-1-مقدمه
موضوع شوراهای اسلامی شهر به عنوان یکی از محورهای اساسی در قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران مطرح بوده است؛ هرچند برای سالیان متمادی مسکوت ماند و به اجرا درنیامد. آشنایی هرچه بیشتر و بهتر با جایگاه شهردار در قانون شوراها میتواند راهگشای بسیاری کاستیها و پرسشهای پیش روی شهرداران و کارشناسان محترم شهرداریها در دورههای مختلف باشد، موضوعی که در شرایط کنونی ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است.[1] از این رو در این بخش ضمن معرفی مبانی نظری تشکیل دولتهای محلی، جایگاه شوراهای اسلامی شهرها در این مدل به خوبی مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد.
1-6-2- تمرکززدایی و جایگاه شوراها:
تمرکززدایی واژهایست که در ادبیات مدیریت شهری و شهرسازی معاصر با واژه انتقال اختیارات به حكومتهای محلي، تقویت شوراها و کاهش حجم دولت گره خورده است.[2] در سیستمهایی که بر پایهی شوراهای اسلامی شهرها و یا شوراهای محلی استوار شدهاند، مردم محل افرادي را بنام شورا، براي تدوين احكام و مقررات محلي و نظارت بر امور انتخاب ميكنند، كه اين شورا علاوه بر اجراي وظيفه قانونگذاری، انتخاب شخصي واجد شرايط را براي امور اجرايي حكومت محلي بر عهده دارد. اين شكل حكومت محلي به شورا اختيار كامل ميدهد تا هر فردي را، هر چند كه ساكن آن محل نباشد، درصورت احراز شايستگي به مديريت شهر برگزيند كه اين فرد را مديرشهر یا شهردار ميگويند كه ميتواند مقامات مديريتي و كاركنان شهرداري را با نظر و تشخيص خود انتخاب كند. مدير شهر مسوول اجراي مصوبههاي شوراي شهر است و مدت خاصي براي مديريت او تعيين نميشود و زير نظر شورا بوده و هرگاه كه نسبت به عملكردش نارضايتي بوجود آيد از كاربركنار ميگردد؛ همانگونه که در شوراهای اسلامی شهرها پیشبینی شده است.
شوراهای اسلامی شهرها، تجسم فيزيكي مردمسالاري اسلامی توده مردم است كه نمونههای غیراسلامی آن بوسيله افراد آرمانگرايي همچون گاندي به تصوير كشيده شده است، كه حتي ميتوان گفت كه مردمسالاري اسلامی نسبت به مردمسالاري غیراسلامی از سابقة بيشتري برخوردار است[3]. البته نوع جدید آن به کشورهای اروپایی مربوط میشود. بطوري كه در انگلستان، به عنوان زادگاه موسسات خودگردان محلي اين امر مصداق دارد و يا شبيه آن در كلنيهاي كشاورز در هند است كه مردمسالاري محلي مقدم بر مردمسالاري ملي بوده است. از اين رو شوراي محلي به عنوان نهاد نمايندگي، قديميتر از پارلمانهاي ملي است و كشورهاي توسعهيافته زماني كه موسسات خودگردان و ملي با هم بوجود آمدهاند به توسعه دست يافتهاند. تلاشها در راستاي ايجاد نهاد محلي براي سهيم شدن در قدرت، از زماني كه حكومتهاي جمهوري در دنيا فراگير شد، مضاعف گرديد. بطور كلي قانون، اختيار و مسووليت نهايي مديريت امور محلي را به شورا محول نموده است. اولويت شورا در تمامي اشكال حكومت محلي حفظ شده به گونهاي كه اين واقعيت در كشورهايي كه حكومت محلي به عنوان بخش جدايي ناپذير حكومت است، اعمال ميشود. داستان افزايش و كاهش اهميت شوراها را ميتوان به حساب تكامل مؤسسات خودگردان محلي در يك كشور گذاشت. اگرچه مفهوم حكومت محلي قديمي است، ولي نهادهاي خودگردان پديدة نسبتاً تازهاي است.
علاوه بر اينها شورا مفهومي است كه در كشور ما داراي ريشة عميق مذهبي و ايدئولوژيكي است، بطوري كه در «قرآن كريم» و احاديث و روايات ائمه معصومين (ع)، اهميت شورا مورد تأكيد قرار گرفته و بر همينن اساس نيز در قانون اساسي، شوراها به عنوان يكي از اركان اساسي مديريت دولتي مورد توجه قرار گرفته است. از «شورا» تعاريف مختلفي به عمل آمده كه تعريف عام آن عبارتست از: تجمع افرادي كه براي بحث و بررسي و تبادل نظر و همچنين مصلحت انديشي و ارائة نظر تشكيل جلسه ميدهند.
شوراي محلي در ميان ساير سطوح مديريت دولتي در يك جامعه سياسي كه شورا شكل خالص، ناب و كامل مردمسالاري ميباشد؛ چرا كه به علت تفاوت بخشها و گروههاي جمعيتي يك كشور، به افراد محل نزديك است و با خواستهها و تمايلات مردم سازگاري بيشتري دارد. صاحبنظران پنج نقش عمده براي شوراها قائلاند كه اين نقشها عبارتند از: [4]
الف- نقش تداركات خدمات: اين نقش عموماً در مدل قديمي وجودداشته و در مدل نوين كمرنگتر شده است.
ب- نقش منعقد كننده قراردادها: ( انعقاد قرارداد با ارائه كنندگان خدمات يا مشتريان)
پ- نقش حكومتي: (به عنوان واحد حكومتي)
ت- نقش نمايندگاني: (نماينده مردم محل)
1-6-3- ساختار شوراها:
1-6-3-1- ماهیت اختیارات شوراها: شوراهای اسلامی شهرها و روستاها و یا به طور کلی شوراها از نظر ماهيت اختيارات به دو دستة عمده تقسيم ميشوند:
الف- دستة اول: شوراهايي كه معادل حكومت محلي هستند و اختيارات و مسووليت آنها يكپارچه و واحد است. اين نوع شوراها داراي اختيار كامل در مجموعه حكومتهاي محلي هستند و براي مديريت محلي داراي مسووليت نهايي ميباشند[5]. اين گونه شوراها براي انجام امور اجرايي از كميتههاي مختلفي استفاده ميكنند. شوراها در انگلستان، هند، كشورهاي اروپاي شرقي، و برخي شهرهاي آمريكا (آنهايي كه داراي ساختار كميسيوني هستند) در اين دسته قرار ميگيرند.
ب- دستة دوم: شوراهايي كه اختيارات حكومت محلي را با ديگران تسهيم ميكنند و تنها بخشی از اختیارات حوزه قانونی مربوط را بر عهده دارند.[6] اين گونه شوراها بر دو نوعند: 1- شوراها در سيستم نامتمركز: حكومتهاي محلي آمريكا با ساختار شورا ـ شهردار قوي و شورا ـ مدير شهر در اين دسته قرار ميگيرند. علاوه بر آن، در كانادا و آلمان شورا يكي از ارگانهاي محلي است كه مستقل از سايرين انجام وظيفه مينمايد. 2- شوراها در سيستم نامتمركز: در كشور فرانسه، جايي كه شهردار عامل حكومت است، شورا نه تنها مسووليت و اختيار را با ارگانهاي محلي تسهيم ميكند، بلكه در مديريت امور محلي با عامل حكومت مركزي (شهردار) سهيم ميشود.
1-6-3-2- ترکیب شوراها: همچنين شوراها از نظر تركيبي به دو دسته تقسيم ميشوند:
الف – شوراهاي تك مجلسي: [7] بطور معمول، شوراهاي محلي تك مجلسي هستند. ولي به هر حال شوراهاي دو يا چند مجلسي نيز وجود داشته و دارند. بطوري كه در نيمه اول قرن نوزدهم در حكومتهاي محلي آمريكا، شوراي دو مجلسي وجود داشته و هنوز هم در شهر نيويورك و تعدادي از شهرهاي كوچك آمريكا وجود دارند. شهر لندن نيز داراي شوراي سه مجلسي است و در صربستان نيز تعداد زيادي حكومت محلي، با شوراهاي دو مجلسي فعاليت دارند كه آنها را كميته مردمي مينامند و اين كميتهها متشكل از مجلس سياسي (شوراي شهرداري) و مجلس اقتصادي (شوراي توليد كنندگان) است ؛ بطوري كه مجلس سياسي شامل نمايندگان منتخبي هستند كه بوسيله آراء عمومي مردم محل انتخاب شده اند و مجلس اقتصادي نيز مركب از نمايندگان سازمانهاي توليدي ؛ همانند صنايع، حمل و نقل، بازرگاني، و كشاورزي ميباشد.
ب – شوراهاي دو يا چند مجلسي: [8] ايجاد شوراي دو مجلسي در حكومتهاي محلي، احتمالاً به پيروي از الگوي مجالس قانونگذاري در سطح ملي يا ايالتي ( مجالس سنا و نمايندگان) صورت ميگيرد. اعضاي يكي از مجالس با آراء مستقيم مردم محل انتخاب ميشوند كه تحت عنوان شوراي محلي مطرح هستند و مجلس دوم نيز متشكل از اعضاء انجمن شهرداري است. مدافعين ايجاد شوراي دو مجلسي معتقدند كه ايجاد دو مجلس مانع به خاطر افتادن عموم از بابت قدرت زياد يك هيأت خواهد شد و علاوه بر آن از منافع پرداخت كنندگان ماليات نيز حمايت ميكند. (علي اكبرخان و مطليب، 1982، ص 16 )
پ - شوراهای اسلامی شهرها در ایران: نکته قابل توجه آن است که شوراها در ايران داراي الگوي تك مجلسي هستند، هرچند كه نقش اصناف و تشكلهاي اقتصادي و تجاري در تصميم گيريهاي حكومتهاي محلي بيتأثير نيست. علاوه بر اينها تمامي دستگاههاي قانونگذاري نيازمند تشكيلاتي هستند تا عملكرد مؤثري در انجام وظايفشان داشته باشند. جداي از اعضاي شورا، سازمان شورا داراي ریيس، دبيرخانه و ستاد عملياتي است. بطور كلي ریيس شورا داراي نقش تشريفاتي است و رابط شورا با سازمانهاي دولتي و غير دولتي در بيرون شورا به حساب ميآيد. همچنين رئيس شورا براي انتصاب افراد كميتهها، داراي قدرت است. شوراها در هند و انگلستان داراي چنين تشكيلاتي هستند.
1-6-3-3- اتخاب رییس شوراها: بر اساس تعریف، دو مدل مختلف برای انتخاب رئيس شورا وجود دارد كه این شیوهها عبارتند از:
الف - انتخاب مستقیم: انتخاب كسي كه بالاترين رأي را در انتخابات عمومي محلي بدست آورده است. در بعضي شهرهاي آمريكا شيوه انتخاب رئيس شورا اينگونه است.
ب- انتخاب غیرمستقیم: انتخاب بوسيله اعضاء منتخب شورا. در كشورهاي آمريكاي شمالي، انگلستان، هند و ژاپن رئيس شورا اينگونه انتخاب ميشود. بر اساس قانون، در کشور عزیزمان نیز انتخاب رییس شوراهای اسلامی شهرها به صورت غیرمستقیم انجام میشود. رئيس شورا در شوراهاي اسلامي شهرها و روستاهاي ايران معمولاً فردي است كه بالاترين رأي را بدست آورده باشد، ولي به هر حال در برخي شهرها نيز براي انتخاب رئيس، از اعضاء شورا رأي گيري به عمل ميآيد.
1-6-3-4- ساختار کمیسیونهای تخصصی:
در ماده، 23 آيين نامه داخلي شوراي شهر تهران، سه كميسيون دائمي براي شوراي شهر در نظر گرفته شده است[9]، كه هر يك از كميسيونها داراي 5 عضو است. با توجه به اينكه عدة اعضاي شوراي شهر تهران 15 نفر ميباشد، هر يك از اعضا بر حسب سوابق و اطلاعات با رعايت اولويتها براي مدت يك سال به عضويت يكي از اين سه كميسيون در ميآيند. هر كميسيون با تصويب اكثريت اعضاي خود ميتواند براي مشاوره از صاحب نظراني نيز دعوت كند. كميسيونهاي دایمي شوراي شهر تهران عبارتند از:
الف- كميسيون توسعه و عمران شهري: این کمیسیون بر اساس تعریف انجام شده، عبارت است از: مهندسي عمران، حمل و نقل، ترافيك، شهرسازي، مترو و غیره
ب- كميسيون فرهنگي ـ اجتماعي و زيست شهري: این کمیسیون بر اساس تعریف انجام شده، عبارت است از: خدمات شهري، زيست محيطي، اجتماعي و فرهنگي، تفريحي، ورزشي و امور جوانان
پ- كميسيون اقتصادي، حقوقي، اداري و برنامه و بودجه: این کمیسیون بر اساس تعریف انجام شده، عبارت است از: طرح و برنامه، اقتصادي، امور مالي، محاسبات و بودجه، درآمدهاي شهرداري، تشكيلات، امور حقوقي، اداري، آموزشي و قراردادها
به موجب ماده 30 آيين نامه داخلي شوراي شهر تهران مقرر گرديده است، علاوه بر كميسيونهاي دائمي فوق، در مورد مسائل مهم و حساس كه براي شهر تهران پيش ميآيد، كميسيون ويژه اي براي رسيدگي و گزارش، ضرورت پيدا ميكند، كه به پيشنهاد 5 نفر از اعضا و تصويب شورا، كميسيون ويژه تشكيل ميشود.
همچنين در ماده 81 آيين نامة داخلي شوراي شهر تهران، با تشكيل پنج كميته به عنوان «كميتههاي ناظر بر مناطق شهري» شورا، بر امور چهار الي شش منطقه از مناطق بيستگانه تهران نظارت خواهد داشت.[10]
ماده 70 قانون شوراها اذعان ميدارد كه شوراها ميتوانند براي انجام بهتر امور خود به تشكيل انجمنهاي گوناگون مبادرت ورزند. اين ماده پايه اساسي طرح شورا ياري در شهر تهران شده است. براي آشنايي با ساختار شوراها در ايران نمودار تفصيلي شوراي شهر تهران در قالب نمودار 5 ـ 6 بيان شده است :
![]()
در زمينه تشكيل جلسات
شوراها نيز بايد گفت كه فاصله برگزاري جلسات در كشورهاي مختلف، متفاوت است، به
گونه اي كه در انگلستان جلسات شورا به صورت مستمر است، چرا كه شورا داراي وظايف
اجرايي است. در هلند برگزاري جلسات شوراي شهرهاي بزرگ هر چهل روز يكبار است. در
هند به صورت ماهانه و در سوئد ده جلسه در سال برگزار ميشود. در قانون تشكيلات
شوراهاي اسلامي اشاره به تعداد جلسات شوراها و فاصلة زماني آنها نشده است، ولي در
ماده 15 قانون آمده است كه جلسات شوراها با حضور دوسوم
اعضاي اصلي رسميت مييابد و تصميمات اتخاذ
شده با اكثريت مطلق آراء خاضرين معتبر خواهد بود.
1-6-4-اندازة شورا
بيش از هشتاد درصد مطالعات انجام گرفته، از اندازة سازمان به عنوان متغيري كه تعداد اعضاء را مشخص ميكند، استفاده ميكنند. «اندازة شورا» موضوعي است كه ملاحظات مربوط به آن در حكومتهاي محلي، همواره مورد توجه قرار گرفته است. براي تعيين اندازة شورا در خيلي اوقات توزيع جغرافيايي، به عنوان مهمترين عامل به حساب ميآيد. اما بعضي از شهرها و محلات داراي اقوام نامتجانس و ناهمگون، و گروههاي مذهبي و زباني متنوع هستند كه ممكن است در تعيين اندازة شوراها به آنها توجه نشود. بنابراين علاوه بر توزيع جغرافيايي، تاريخ و سنتها در تعيين اندازه شورا حائز اهميت است.
بر طبق ماده 17 قانون شوراهاي اسلامي، انتخاب اعضاي شوراي روستا، شهر و شهرك بصورت مستقيم و عمومي، با رأي مخفي و اكثريت نسبي آراء خواهد بود. همچنين در ماده 5 همين قانون آمده است كه در هر بخش، شوراي بخش با اكثريت نسبي از بين نمايندگان منتخب شوراهاي روستاي واقع در محدودة بخش تشكيل ميشود.
1-6-5-شهردار و قانون شوراها
در ماده 71 قانون شوراهاي اسلامي، انتخاب شهردار در حيطة اختيارات شوراي اسلامي شهر است، كه او را به مدت چهار سال انتخاب ميكند. شهردار نمي تواند همزمان عضو شوراي شهر باشد. شوراي شهر ميتواند هر زمان كه بخواهد با رعايت مقررات، شهردار را بر كنار كند. البته نصب شهرداران در شهرهاي با جمعيت بيشتر از دويست هزار نفر و مراكز استان بنا به پيشنهاد شوراي شهر و حكم وزير كشور و در ساير شهرها، به پيشنهاد شوراي شهر و حكم استاندار صورت ميگيرد. همچنين در ماده 68 قانون شوراهاي اسلامي، شوراي روستا فردي را جهت انجام امور اجرايي روستا به سمت دهيار براي مدت چهار سال انتخاب ميكند و هر زمان به بخواهد، طبق مقررات قانوني ميتواند نسبت به عزل دهيار اقدام نمايد. البته انتخاب دهيار به پيشنهاد شوراي روستا و با حكم بخشدار صورت ميگيرد و صدور حكم عزل دهيار نيز پس از اعلام شوراي روستا، از طرف بخشدار صادر ميشود ملاحظه ميگردد كه شوراي شهر و روستا به عنوان قوة مقننه حكومت محلي در ايران ايفاء نقش ميكنند و مستقيماً به آراء عمومي مردم محل انتخاب ميشوند، در حالي كه شهردار و دهيار به عنوان [نماينده] قوه مجريه در سطح محل، از طرف اعضاء منتخب شوراي شهر و روستا برگزيده ميشوند با توجه به موارد بيان شده از قانون شوراها در سطور فوق، ميتوان به جایگاه شهرداردر قانون شوراها و ساختار حكومت محلي در ايران مطابق با الگوي ساختاري شورا و مدير شهر پی برد. [11]
[1] - جهت کسب اطلاعات بیشتر در زمینه راهکارهای افزایش همکاری شهرداری و شوراهای اسلامی شهرها مراجعه کنید به: (ابراهیمیمجرد،1378).
[2] - مراجعه کنید به: (الاندر، 1379،).
[3] - همانگونه که در قرآن مجید و سایر متون مذهبی ما نسبت به شور و مشورت و اهمیت آن بارها تذکر داده شده است.
[4]- به نقل از: (مقیمی،1382 ).
[5] - منظور مسووليت سياسي، قانوني و مديريتي کامل است، آنگونه که در برخی از کشورهای اروپایی به چشم میآید.
[6] - همانند وضعيت شوراها در ايران که شوراهای اسلامی شهرها تنها در بخشی از فعالیتهای تصمیمسازی و تصمیمگیری حضور قانونی دارند و تاثیر ایشان در سایر امور به صورت غیرمستقیم است.
[7] - Unicameral
[8] - Bicameral Councils
[9] - البته برخي از شوراهاي شهرهاي بزرگ كشور همانند اصفهان و غیره نیز از اين آيين نامه استفاده ميكنند.
[10] - مراجعه کنید به: (هاشمي، 1378، ص19 – 20).
[11]- جهت کسب اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به: (مقیمی،1382 ).
