مفهوم ناسزا و دشنام
دشنامو ناسزا به معنای به كاربردن الفاظ و واژگان ركیك و عبارت های تند و زنندهاست و آن عبارت از این است كه انسان از امور قبیح و مستهجن با عبارات والفاظ صریح تعبیر كند و كلمات ناشایست و دور از شأن آدمی را برزبان جارینماید كه در اصطلاح به آن سب یا فحش می گویند. فحش مفهوم وسیعی دارد كهشامل نسبت های زشت ناموسی نیز می شود.
البته الفاظ و عباراتی كه اراذلو اوباش در سخنان خویش به كار می گیرند دارای مراتب مختلفی است كه بعضی ازآن ها از بعضی دیگر زشت تر است و به حسب عادات و موارد باهم فرق می كند.از این رو ازنظر حكم شرعی، بعضی از فحش ها و ناسزاها حرام و برخی دیگرمكروه و مذموم شمرده شده است.
متأسفانه بددهانی، دشنام گویی و بهكارگیری واژه های عامیانه قبیح به گونه فزاینده ای در میان اقشار جامعه وبخصوص كودكان و نوجوانان معمول گردیده است. البته دشنام گویی و بددهانیتنها منحصر به افراد فحاش نیست بلكه به عنوان یك پدیده نابهنجار درتعاملات اجتماعی میان تمام اقشار جامعه رخنه كرده و در همه جا به اشكال وشیوه های گوناگون مشاهده می شود.
روان شناسان اجتماعی بر این باورند كهنمی توان دشنام ها را از فرهنگ واژگانی یك زبان به طور كامل حذف كرد، امامی توان كاربرد آنها را در ارتباطات و كنش های ارتباطی تا اندازه ای كاستو آن را تا حد زیادی تحت كنترل و مهار درآورد.
عوامل دشنام گویی
روانشناسان اجتماعی با بررسی شخصیت اجتماعی افراد برای این پدیده نابهنجار وكاربرد آن از سوی افراد، دلایلی را برشمرده اند كه می توان به چند عاملعمده آن اشاره كرد. برخی از این عوامل عبارتند از: دشنام دادن به خاطر یكاتفاق دردناك و غیرمنتظره مانند اصابت سر به یك جسم محكم و یا خوردن چكشبه انگشتان دست هنگام كوبیدن میخ؛ دشنام گویی به منظور برقراری هویت گروهیو عضویت در یك گروه خاص و حفظ مرزهای آن گروه؛ ابراز همبستگی، اتحاد وهمدردی با دیگران؛ ابراز صمیمیت و اعتماد (به ویژه ناسزاگویی زنان در حضورزنان دیگر)؛ دشنام گویی برای افزایش شوخ طبعی، تأكید و یا غافلگیركنندگی؛ناسزاگویی برای مستور ساختن ترس ها و ناامنی های فردی؛ دشنام گویی از رویعادت و یا به منظور برانگیختن خشم دیگران و تحریك آنها و درحقیقت به عنوانابزاری برای تحقیر،توهین و یا ارعاب، دشنام دادن به منظور جلب توجه،خودنمایی و یا خودشیرینی و یا دشنام گویی به منظور قدرت نمایی و حتی گاهبه عنوان شیوه كنار آمدن با استرس و تنش و تخلیه خشم و تسكین استرس.
روانشناسان اجتماعی بر این باورند كه مردان بیش از زنان دشنام می دهند. آنانمی كوشند تا از راه دشنام، هویت مردانه خود را ایجاد كنند. به نظر آناناگر زنانی به بددهانی می پردازند و دشنام می گویند تلاش می كنند تا به اینروش مانند مردان باشند و دست كم ازآنان كم تر نباشند. البته تحقیقات نشانداده كه زنان پس از بددهانی و دشنام گویی، بیشتر از مردان احساس شرمندگی وگناه می كنند؛ به ویژه آن كه در جامعه، دشنام دادن و بددهانی در مردانقابل پذیرش تر است.
پژوهش های بالینی نشان داده است كه مغز با واژه هایزننده، ركیك و قبیح، متفاوت با سایر لغات رفتار می كند. به طور كلی زباندر نیمكره چپ مغز و در قشر مخ، پردازش می گردد. اما دشنام ها در نواحیپایین تر مغز همراه با غرایز و احساسات پردازش می شود. از این رو می توانگفت كه دشنام ها و ناسزاها بیش از آن كه خاستگاه عقلانی داشته باشد باعواطف و احساسات ارتباط پیدا می كند و به همین سبب می تواند بسیار زیانبارباشد؛ زیرا عواطف و احساسات برخاسته از هیجانات زودگذری است كه می تواندپشیمانی و اندوه را به دنبال آورد.
شگفت آن كه تحقیقات نشان می دهد كهانسان قادر است دشنام و واژه های ركیك را 4 برابر سریع تر از سایر لغات وواژگان به خاطر بسپارد و یا به كار گیرد. حتی برخی از روان شناسان بر اینباورند كه دشنام گویی پیش از پیدایش دیگر واژگان زبانی پدید می آید. ازاین رو می توان گفت كه از نظر زمانی و تاریخی نیز دشنام بر زبان مقدم میباشد. چنان كه افرادی كه اقدام به یادگیری زبان دوم می كنند ابتدا واژههای زشت و ركیك آن زبان را می آموزند كه این خود مسئله ای قابل توجه است.
اینتحقیقات بیان می كند كه بیشتر دشنام ها برگرفته از مسایل جنسی، اعضایتناسلی، كاركردهای بدن و یا مرتبط با مسایل و مباحث مذهب می باشد.
همچنین دیده شده افراد هر میزان در جمع دوستان خود احساس صمیمیت و راحتیكنند، بیشتر دشنام می دهند. این عمل آنان بیانگر آن است كه: «من در اینجمع راحت و آزاد هستم و هر چه دلم بخواهد می توانم بگویم.»
آثار و پیامدهای دشنام گویی
برایدشنام گویی و ناسزا و بددهانی آثاری را می توان بیان كرد كه از مهم ترینآن ها كاهش اعتبار و ارزش اجتماعی دشنام گو است. به ویژه اگر دشنام گوییدر شخص به عنوان عادت درآید و شخص نتواند خود را مهار نموده و احساسات وهیجانات خویش را كنترل كند.
با نگاهی گذرا به پیرامون خود، می توان بهسادگی دریافت كه دشنام گویی و بددهانی از اعتبار و شأن گوینده كاسته وشخصیت و اعتبار اجتماعی او را زیر سؤال می برد. از این رو دشنام گویان درنزد دیگران از احترام كم تری برخوردارند و روابط اجتماعی شان با خطر جدیمواجه می شود.
كسانی كه دشنام و ناسزاگویی به شكل عادت در آنان درآمدهاست، می بایست خود را درمان كنند؛ زیرا نشان دهنده عدم تعادل شخصیتی فرد وغلبه احساسات و عواطف بر عقل است. دشنام گویی نشان دهنده آن است كه شخصروی رفتار و هیجانات خود كنترلی ندارد. این به معنای عدم خویشتنداری و ضعفشخصیتی و نیز عدم بلوغ هیجانی شخص می باشد كه می بایست اصلاح و درمان گردد.
گسترشفرهنگ دشنام در جامعه افزون بر نشانه جهل، كم سوادی و نافرهیختگی جامعه،نشانه انحطاط فرهنگی در جامعه نیز می باشد؛ زیرا دشنام گویی نشانأ افرادبی تمدن، ناپخته و بی نزاكت است كه آثار آن در فروپاشی اجتماعی و ایجادتضاد و درگیری ها خود را نشان می دهد و موجب بروز خشونت در جامعه می گرددو گسترش و تداوم آن شرایط اجتماعی جامعه را بحرانی تر می سازد.
دشنامگویی موجب آزار روحی دیگران می شود و بی اعتنایی و بی توجهی به حقوقدیگران محسوب می گردد. دشنام به عنوان فرهنگ عمومی، سبب فساد و به ابتذالكشیده شدن زبان رسمی كشور می شود به گونه ای كه واژه های اصیل، رسا و گوشنواز به فراموشی سپرده شده و واژه های ركیك، عامیانه و دشنام ها جای آنهارا پر می كنند.
در محافل علمی دشنام و ناسزا، بحث ها را به مشاجرهتبدیل می سازد. چنان كه می تواند موضوع بحث آنها را تغییر دهد و از هدفمناظره علمی دور سازد. برای مثال فرض كنید در خلال بحث، بجای پاسخ: «نه»از «نه احمق» استفاده شود. از این لحظه به بعد خواهید دید كه دیگر موضوعبحث هر چه كه باشد فراموش و به رد و بدل دشنام میان مناظره كنندگان بدل میگردد.
دیدگاه قرآن درباره فحش و ناسزا
خداونددر قرآن می فرماید: و لاتسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوابغیر علم كذلك زینا لكل امه عملهم ثم الی ربهم مرجعهم فیبنهم بما كانوایعملون(انعام.108) معبود كسانی را كه غیر خدا را می خوانند دشنام ندهیدمبادا آنها (نیز) از روی ظلم و جهل خدا را دشنام دهند، این چنین برای هرامتی عملشان را زینت دادیم سپس بازگشت آنها به سوی پروردگارشان است و آنهارا از آنچه عمل می كردند آگاه می سازد (و پاداش و كیفر می دهد) در تفسیرنمونه آمده است: هیچگاه بتها و معبودهای مشركان را دشنام ندهید، زیرا اینعمل سبب می شود كه آنها نیز نسبت به ساحت قدس خداوند همین كار را از رویظلم و ستم و جهل و نادانی انجام دهند.
به طوری كه از بعضی روایاتاستفاده می شود جمعی از مؤمنان بر اثر ناراحتی شدید كه از مسئله بت پرستیداشتند، گاهی بتهای مشركان را به باد ناسزا گرفته و به آنها دشنام میدادند، قرآن صریحا از این موضوع، نهی كرد و رعایت اصول ادب و عفت و نزاكتدر بیان را، حتی در برابر خرافی ترین و بدترین ادیان، لازم شمرد. دلیل اینموضوع، روشن است، زیرا با دشنام و ناسزا نمی توان كسی را از مسیر غلط بازداشت، بلكه به عكس، تعصب شدید آمیخته با جهالت كه در اینگونه افراد است،سبب می شود كه به اصطلاح روی دنده لجاجت افتاده، در آئین باطل خود راسخترشوند، و براحتی زبان به بدگوئی و توهین نسبت به ساحت قدس پروردگاربگشایند، زیرا هر گروه و ملتی نسبت به عقاید و اعمال خود، تعصب داردهمانطور كه قرآن در جمله بعد می گوید ما این چنین برای هر جمعیتی عملشانرا زینت دادیم (كذلك زینا لكل امه عملهم).
و در پایان آیه می فرماید كه بازگشت همه آنها به سوی خدا است، و به آنها خبر می دهد كه چه اعمالی انجام داده اند.
ناسزاگویی در روایات
درروایات اسلامی نیز منطق قرآن درباره ترك دشنام به گمراهان و منحرفان،تعقیب شده و پیشوایان بزرگ اسلام به مسلمانان دستور داده اند همیشه رویمنطق و استدلال تكیه كنند و به حربه بی حاصل دشنام نسبت به معتقداتمخالفان، متوسل نشوند، در نهج البلاغه می خوانیم كه علی(ع) به جمعی ازیارانش كه پیروان معاویه را در ایام جنگ صفین دشنام می دادند می فرماید:انی اكره لكم ان تكونوا سبابین و لكنكم لو وصفتم اعمالهم و ذكرتم حالهمكان اصوب فی القول و ابلغ فی العذر. من خوش ندارم كه شما فحاش باشید، اگرشما به جای دشنام، اعمال آنها را برشمرید و حالات آنها را متذكر شوید (وروی اعمالشان تجزیه و تحلیل نمائید) به حق و راستی نزدیكتر است و برایاتمام حجت بهتر.(تفسیر نمونه396.5.)
ریشه و خاستگاه دشنام و ناسزا
چنانكه گفته شد ریشه ناسزاگویی را می بایست در عواطف و احساسات جست از این رومی توان اصلی ترین عامل را در دشنام گویی، خشم و غضب دانست؛ زیرا وقتیانسان از فردی ناراحت و خشمگین می شود و قصد آزار او را داشته باشد به اوناسزا و دشنام می دهد. دومین عامل و خاستگاه ناسزاگویی و دشنام و بددهانی،مسئله عادت است. هنگامی كه انسان با فساق و فجار، اراذل و اوباش، افرادپست و فرومایه، مجالست و هم نشینی كند و با آنها رفیق و مأنوس گردد بهتدریج روحیات، خلقیات و عبارات آن ها در او اثر می گذارد و از آن جا كهسخنان عادی آن ها توأم با هرزه گویی و فحاشی به یكدیگر است به او هم سرایتمی كند و ابتدا گهگاهی آن الفاظ ركیك را بر زبان جاری می سازد و به زشتیآن كلمات توجه دارد ولی بعد از مدتی قبح آن الفاظ از نظرش زائل شده و فحشدادن و فحش شنیدن برایش بصورت امری عادی در می آید و بجائی می رسد كه درشرایط معمولی بطور ناخودآگاه این الفاظ زشت بر زبانش جاری می شود و كمترسخنی می گوید كه چاشنی آن فحش و ناسزا نباشد.
راه درمان و معالجه بیماری دشنام گویی
در روایات و اصول اسلامی راهكارهایی برای درمان این بیماری بیان شده است كه عبارتند از:
1- انسان از مقدمات پیدایش غضب اجتناب كند تا نسبت به مؤمنان به خشم نیاید.
2- غضب خود را فرو نشاند و بر اعصاب خود مسلط شود.
3- از معاشرت با اهل فسق و فساد پرهیز نماید تا بتواند زبان خود را از فحش باز دارد.
روایاتی چند درباره دشنام گویی
1- امام صادق(ع) فرمود: «فحش دادن ظلم است و ظالم در آتش دوزخ قراردارد.»(1)
2-پیامبر(ص)- فرمود: «خداوند بهشت را حرام كرده بر هر دشنام دهنده بی آبرویبی حیائی كه از آنچه می گوید و از آنچه به او گفته می شود باكی ندارد ومتأثر و ناراحت نمی شود.»(2)
3- و نیز فرمود: «هرگاه شخصی را دیدید كهنسبت به آنچه می گوید یا درباره او گفته می شود بی مبالات و بی تفاوت استپس همانا او یا زنازاده است و یا شیطان شریك او بوده است.»(3)
4- و نیز فرمود: «فحش به مؤمن مانند نزدیك شدن به مرگ است.»(4)
5- همچنین فرمود، فحش به مؤمن فسق، و جنگ با او كفر است.»(5)
چند نكته درباره ناسزاگویی
1-باید توجه داشت كه سب یكی از ائمه به سب پیامبر، و سب پیامبر به سب خدابرمی گردد و سب خدا شرك بخدا و سب به پیامبر كفر به خدا است، و پیامبر(ص)فرمود هر كسی كه علی را دشنام دهد مرا دشنام داده و هر كس مرا دشنام دهدخدا را دشنام داده است.(6)
2- پیامبر (ص) فرمود:«مردگان را دشنامندهید، زیرا آن ها به آنچه پیش فرستاده اند می رسند پس اگر مومن باشند كهمثل زندگان دشنام به آنها جایز نیست و اگر فاسق باشند با اعمال بدی كهانجام داده اند خود را گرفتار و محروم از رحمت الهی ساخته اند، بنابراین،شما به آنان دشنام ندهید.»(7)
3- فحش دادن و هرزه گویی باعث می شود كهخوبان و نیكان از فحش دهنده تنفر پیدا كنند و در نتیجه از او دوری گزینندو در عوض بدان و پستان دور او را بگیرند و غرق در فساد و تباهی شوند. امیرمومنان در این رابطه می فرماید:ازهر كلام زشت و سخن ناروا پرهیز كن زیرابا گفتن آن افراد پست به تو روی می آورند و كریمان از تو می گریزند. (8)
4-دشنام دادن باعث كینه توزی و دشمنی می شود. شخصی از قبیله بنی تمیم بهخدمت پیامبر رسید و عرض كرد مرا موعظه كنید. در بین مواعظ حضرت این جملهبود: به مردم فحش مده كه باعث دشمنی آن ها می شود. (9)
5- كسی كه فحش دادن را شروع كرده از آن كه جواب فحش او را می دهد ستمكارتر است. (10)
6-یكی از بزرگترین تعالیم اخلاقی اسلام محترم شمردن مقدسات جامعه است. هرفردی وقتی برای چیزی قداست خاصی قایل شد به آن احترام می گذارد و از حریمآن دفاع می كند و بهیچ وجه راضی نمی شود كه دیگری به مقدسات او اهانت كندو آن ها را به باد فحش بگیرد و كوچكترین توهینی به مقدسات او (هر چند پوچو خرافی باشد) باعث می شود كه او هم بخاطر تعصب جاهلی خود متقابلا بهمقدسات مومنین فحش و ناسزا بگوید و به ساحت قدس الهی اهانت كند.
قرآنبرای حفظ مقدسات دینی از نیش زبان و گزند مشركان، مومنان را از دشنام دادنبه بتها بشدت منع می كند و می فرماید: نباید شما مومنان به بتهای آناندشنام بدهید زیرا عكس العمل آنان نیز این خواهد بود كه از روی جهالت ولجاجت معبود حقیقی و پروردگار شما را دشنام دهند. (انعام. 108)
امامصادق- علیه السلام- فرمود:«مراد ازدشنام به خدا دشنام به اولیاء خدا است»زیرا هر كس یكی از اولیاء خدا را دشنام دهد خدا را دشنام داده است كه درنكته اول به آن اشاره شد.
مسعده بن صدقه از امام صادق (ع) سوال می كندكه معنی كلام پیامبر (ص) چیست كه فرمود:«شرك از حركت مورچه بر روی یك سنگصاف در شب تاریك مخفی تر است؟!» امام فرمود:«مومنان به بت های مشركاندشنام می دهند و در نتیجه مشركان هم به معبود مومنان ناسزا می گویند پسخداوند از دشنام به بت ها نهی فرموده تا كافران معبود مومنان را دشنامندهند پس مومنان به واسطه دشنام به بت ها، مشرك می شوند در حالیكه خود نمیدانند. (11)
به همین جهت ملاحظه می كنیم امیرمومنان (ع) هنگامی كه درجنگ صفین شنید جمعی از اصحاب، معاویه و پیروان او را دشنام می دهندفرمود:«من دوست ندارم كه شما فحاش باشید لكن اگر شما بجای دشنام اعمال واحوال آن ها را ذكر كنید به حق نزدیكتر و برای اتمام حجت بهتر است.» (12)
7- یكی از بدترین موارد دشنام بعد از اولیاء الهی، دشنام به پدر و مادر است كه به دو صورت می-باشد:
الف) فرزند مستقیماً به پدر و مادرش دشنام دهد و به آنان ناسزا گوید كه در قرآن از آن نهی شده است. (اسراء 23.)
ب) فرزند به پدر و مادر دیگری فحش دهد او هم متقابلا به پدر و مادر او فحاشی كند.
پیامبر(ص)فرمود:«كسی كه به پدر و مادرش دشنام بدهد ملعون و دور از رحمت الهی است ازحضرت سوال شد، چگونه انسان به پدر و مادرش دشنام می دهد؟ فرمود: شخص بهپدر دیگری فحش می دهد او هم پدر او را دشنام می گوید(13) و در جای دیگر ازحضرت سوال می شود آیا كسی پدر و مادر خود را دشنام می دهد؟ فرمود:«آریانسان پدر و مادر دیگران را دشنام می دهد و دیگری هم در مقام پاسخگویی بهپدر و مادر او دشنام می دهد. (14)
پانوشتها
1-كافی، ج2، ص325، وسائل، ج11، ص330
2و 3- كافی، ج2، ص323، تحف العقول، ص416
4-كافی، ج2، ص359، وسائل، ج8، ص611
5-كافی، ج 2، ص360
6-امالی، ص97، عیون اخبار الرضا ص30
7-المحجه البیضاء، ج5، ص224
8-غرر الحكم، ف5، ح91
9-كافی، ج2، ص360، وسائل، ج 8 ص610
10-تحف العقول، ص435
11-وسائل الشیعه، ج11، ص498
12-نهج البلاغه، خطبه 199
13-المحجه البیضاء، ج5، ص218
14-همان ج3، ص377
+ نوشته شده توسط میر سیا وش اسبقی در و ساعت
|
