رويكرد تدريجي مردم براي خريد اجناس توليدي داخل كشور را بايد تقويت كرد. كارشناسان، توليدكنندگان، فروشندگان و خريداران كالاهاي ايراني بر كيفيت كالا از نظر دوام و ماندگاري، حجم و اندازه، رنگ و همچنين شيوه بسته بندي آن تاكيد مي كنند.
اما متأسفانه تاكنون كمتر به هر يك از اين مؤلفه ها پرداخته ايم. كمتر كسي درباره كيفيت و مرغوبيت كالاهاي توليدي پاسخ گوست. اگرچه مي توان متوليان بسياري را در اين باره برشمرد! به باور برخي از كارشناسان و فعالان عرصه صنعت، به نظر مي رسد صنعت بسته بندي در ايران متولي ندارد.
امان از مرغوبيت
متأسفانه كمتر مي توان درباره مرغوبيت كالاي توليدي ايراني با قلم مانور داد. اين يك واقعيت است. در شماره گذشته به نبود سيستم منسجم خدمات پس از فروش پرداختيم. اين سيستم عنصر و مؤلفه اي شناخته شده در عرصه توليد است.
برخي از محصولات توليدي كشورمان به دليل استفاده از قطعات وارداتي نامرغوب از دوام و ماندگاري مناسبي برخوردار نيستند. اگرچه نبايد تلاش هاي صورت گرفته براي ارتقاي سطح كيفي محصولات اخير ايران ناديده گرفت.
«سعيد مستوفي» كه همراه با خانواده خود براي خريد اقلام جهيزيه به بازار آمده است، در اين باره مي گويد: «هر ايراني از كالاي وطني استقبال مي كند. اما براي تقويت اين استقبال بايد نگاه فني و هنري در عرصه توليد كالا هم تغيير كند. مثلا اكثريت قشر جوان در آپارتمان هاي كوچك زندگي مي كنند پس طراح هاي صنعتي بايد به حجم و اندازه كالا توجه كنند و توليدكننده به استحكام و دوام آن.»
وي با ابراز نارضايتي از برخي توليدات لوازم خانگي مهمترين راهكار براي جلب افكار عمومي داخلي را اعتماسازي درباره كاركرد مدت دار اين گونه كالاها مي داند و مي گويد: «برخي از شركت ها و كارخانه هاي توليدي در كشورمان از قدمت زيادي برخوردارند اما كمتر معروف مانده اند چون به بقاي خود در عرصه توليد نيانديشيده بودند و توجهي به دوام و استحكام كالا نمي كردند. الان هم كه كالاي وارداتي فرصتي براي عرض اندام دوباره پديد نمي آورد.»
توليد ملي، حياتي ترين تغذيه كشور
توليد ملي مقوي ترين و حياتي ترين تغذيه رشد و توسعه، اقتصادي كه به خودكفايي، اشتغال، انباشت ثروت و امنيت زندگي در كشور و جامعه مي انجامد را در جوهره خود دارد. براين اساس دولتهاي كوشنده و ملت هاي تلاشگر همواره هدفشان بر ارتقاء سطح كيفيت كالاي توليدي است تا مخلفات اين خوان متنوع و متحول چيدمان شده را غني تر و گسترده كنند. و تداوم اين شيوه مولد و فراگير ملي تجربه خود طي دهه هاي گذشته و تاكنون به ويژه در كشورهاي بسياري پس از جنگ جهاني دوم، جوابگوي اهداف آنها شده است. به مرور زمان برخي ديگر از كشورها از سيستم برنامه ريزي و مديريت كشورهاي پيشرو و پيشرفته الگوبرداري كرده و تحولات مقتضي زمان را در ريز اقدامات خود منظور كردند. نمونه ها كم نيست و نياز به نشاني نيست؛ ما در عصر شتاب و بمباران ارتباطات لحظه اي هستيم. واقعيت اين است كه براي حركت در مسير توليد ملي همه چيز آماده است. استعدادهاي درخشان، انديشه هاي اعجاب انگيز و خلاق و سرمايه هاي فراوان و متنوع ملي از جمله دستمايه هاي ريشه دار كشور ما براي ارائه بالاترين نماد شكوه پيشرفت در توليدات هستند. اما مديريت مقتدر و دلسوز برنامه ريز و هدايتگر در تجميع و حمايت بنيادين اين سرمايه ها، ديرينه يا پايدار نبوده و بعضا شرايط ديگر، اهداف خودكفايي و استقلال را خدشه دار كرده است تا جايي كه همچنان واردات رو به افزايش است. بسياري از كارخانه ها از جمله ريسندگي و بافندگي بيش از هفتاد درصدشان به ركود رفته و سي درصد مانده هم به دليل ضعف مالي و عدم حمايت دولت طي سال هاي گذشته، داراي دستگاه هاي فرسوده و قديمي و مصرف مواد اوليه نازل و با كيفيت كم، همچنان فعاليت دارند. به ازاي آنها، منسوجات و پوشاك خارجي وارد مي شود و...
«رضي آبادي» فروشنده ابزارآلات صنعتي است، مي گويد: «اگر مردم و دولت از توليدات داخلي حمايت كنند همه چيز درست و بهتر مي شود.» وي ارزاني قيمت را دليلي براي كيفيت مناسب نمي داند، مي گويد: «در برخي از منابع توليدي، سرمايه گذاري شان عمدتا پوششي براي پولدار شدن است نه تقويت توليد و اشاعه فرهنگ خريد كالاهاي ايراني، ايجاد شغل و رونق اقتصادي كشور.»
مديريت دلسوز، كالا با بسته بندي خوب
يك فروشنده لوازم خانگي، بر اين باور است كه كالاي داخلي- برخي- از جهت كيفيت به جايگاه برخي كالاي خارجي نرسيده است. وي مي گويد كه عده اي از كارخانه داران از همان روز اول كار فقط به فكر پر كردن جيب شان هستند. بذري مي كارند و مي خواهند همان اوايل هم برداشت كنند. به توليدكالاي با كيفيت نمي انديشند. خدمات شان هم ضعيف است. اين فروشنده مي گويد «براي توليد كالاي باكيفيت و خدمات خوب نياز به مديريت دلسوز است. در چنين وضعي برخي از صاحبان كارخانه هاي توليدي براي نسل هاي آينده كشور هم زحمت مي كشند.»
«سيف» مديرعامل يك واحد توليد دستگاه هاي بسته بندي، بزرگترين مشكل توليدكنندگان جزء را قيمت تمام شده كالاها مي داند. در اين باره مثال مي زند «قيمت يك جفت كفش چيني يك دوم قيمت كفش توليد داخل است. اجناس وارداتي چيني مخصوصا پوشاك، قطعات و لوازم برقي و مكانيكي و... و در هر صنف ديگر تزريق و تحميل بازار شده است.» وي فاكتورهاي ديگري را به عنوان مشكلات و علل افزايش قيمت پايه كالاهاي ايراني مطرح مي كند: «هزينه دستمزد نيروي انساني، سرمايه محل ملك، هزينه مصرف برق، آب، بهداشت و ...، اين ها مخارج علاوه بر سرمايه گذاري لوازم كار در امر توليد باعث آن مي شوند كه قيمت كالا هاي داخلي نسبت به قيمت اجناس وارداتي، گران تمام شود. يك بادبزن پلاستيكي دستي وارداتي براي فرزند خردسالم به قيمت دويست تومان خريده بودم. بعد آن را با چند نفر از ديگر همكاران پلاستيك كار در ميان گذاشتم و به لحاظ توليد و قيمت آناليز كرديم كه آن بادبزن دويست توماني اگر در كشورمان ساخته شود با توجه به محاسبه پلاستيك مصرف شده، رنگ آميزي، بسته بندي، حمل و... به هيچ وجه براي توليدكننده ايراني مقرون به صرفه نيست، با عنايت به اينكه ما در كشورمان پالايشگاه پتروشيمي داريم. يا اين كه مثلا قيمت يك نوع بلبرينگ آلماني در ايران بين چهار تا شش هزار تومان است در حالي كه قيمت بلبرينگ مشابه توليد داخل بالاتر از آن بلبرينگ وارداتي است. درحالي كه ما به عنوان توليدكننده دنبال مشتري و بازار عرضه هستيم، جنسي كه توليد مي شود پنجاه- شصت درصد قيمت تمام شده را دارد.»
اين صنعت متولي ندارد
«ابراهيمي فردويي» مديرعامل شركت صنايع
بسته بندي ايران ادامه صحبتش معطوف به سويه هاي ديگر مشكلات صنعت بسته بندي مي شود و از آن مي گويد كه خلأ تسهيلات جانبي اين صنعت را نيز رنج مي دهد و... «صنعت دربازكن آسان هنوز در ايران وجود ندارد. در قوطي هاي روغن را به وسيله چكش و پيچ گوشتي باز مي كنيم. مشكلات ديگري هم وجود دارند تغييرات زياد در مقررات صادرات مواد اوليه بسته بندي است. مقررات بانكي بلاتكليف است بايد يك سازمان يا وزارتخانه اي متولي صنعت بسته بندي باشد چون اين صنعت متولي ندارد و نياز به حمايت و كمك دولت دارد.»
بسته بندي كالا را مي توان نمادي از هنر ملي، حرمتگذاري به شخصيت خريدار و ذوق توليدكننده دانست. موقعي كه يك محصول با كيفيت مطلوب و بسته بندي خوشنما، جذاب و شكيل با تركيب بندي رنگ هاي حس برانگيز برآمده از انديشه هاي پويا و خلاق به دست مصرف كننده مي رسد بي گمان احساس خوشايندي در او تداعي مي شود. به عبارتي كالا در بسته بندي مناسب نيز نوعي اعتماد به نفس در وجود انسان توزيع مي كند اما كيفيت پوشش و بسته بندي- صنعت بسته بندي- در ايران، خود هنوز نياز به «بسته بندي» دارد. اين صنعت در بين انواع صنايع و درياي تبليغات متنوع جايي و ساحلي ندارد.
شايد شما نيز بارها شاهد بوده ايد كه كيسه پلاستيكي حاوي شكر، برنج، ميوه و... دست رهگذران ناگهان پاره شده و هر آنچه درونش بوده پخش خيابان و پياده رو و همراه با خاك شده است. هنوز قند در گوني بسته بندي مي شود و ظرف هاي 5/4 و 17كيلويي روغن و پنير و خيارشور فله و... در پيت هاي حلبي به سختي حمل مي شوند كه بعضا در
حمل و نقل، قراضه شده اند! اين مباحث، گفته هاي حدود دو سال پيش باغداران شهريار درباره وضعيت جعبه هاي تخته اي بسته بندي ميوه هايشان را به خاطرم مي آورد. آنان مي گفتند جعبه هايي كه براي بسته بندي ميوه با پول چندميليوني مي خريم به قدري شكننده اند و بدون هيچ دستگيره كه موقعي بار مي زنيم و مي خواهيم جابه جاشان كنيم ناگهان تخته هاي كف آنها از جا كنده مي شوند و ميوه درون شان پخش زمين مي شود. حالا اگر بخوانيد كه: «ظروف و بسته بندي خرما پس از مصرف در يكي از كشورهاي صنعتي به اندازه اي خوش ساخت، ظريف و زيبا بوده كه مسافري آن را همراه سوغات خود به كشور آورد و به عنوان جعبه اي براي نگهداري زيورآلات قيمتي مورد استفاده قرار گرفت.» چه احساسي به شما دست مي دهد؟ مديرعامل صنايع بسته بندي ايران، ويژگي هاي بسته بندي مطلوب را در كيفيت نگهداري و كيفيت طراحي، رنگ آميزي و زيبايي آن مي داند و با اشاره به اين كه از فقدان اين دو فاكتور ضروري و مهم صنعت ايران در رنج است مي افزايد: «صنعت بسته بندي در ايران نياز به توجه عميق و ويژه دولت دارد.»
«حسين ابراهيمي فردويي» با اشاره به اينكه بحث دولت مبتني بر آن است كه در برنامه چشم انداز بيست ساله توسعه ايران در عرصه صنعت در منطقه جايگاه مطلوبي داشته باشد، معتقد است: «اولين كار در صادرات، داشتن برنامه بلندمدت است. بخش صنعت و صنايع تبديلي كشاورزي نياز به برنامه ريزي بلندمدت دولت داريم.»
اگرچه در بخش بسته بندي كالا و محصول پيش نياز آن نظم است اما به گفته وي، مهمترين طرح، تدوين استراتژي بسته بندي است همان طور كه در صنعت فولاد، خودرو، آلومينيوم و... طرح مدون داريم.»
اين صاحب نظر اقتصادي درخصوص جايگاه، مسايل و امور بسته بندي با اشاره به انواع بسته بندي در جهان صنعت شامل انواع فلزي، شيشه اي، سلولزي، كارتن، چوب و بسته بندي منسوج پارچه و گوني و پلاستيك به وجود مشكلات متعدد در صنايع بسته بندي كشور اشاره مي كند. وي مي گويد كه صنعت بسته بندي كالا يك تكنولوژي با كيفيت به كار رفته بسيار پيچيده و گران قيمت است و اين مشخصات در تمام دنيا ملموس است. به گفته وي كشورهاي پيشرفته، تكنولوژي مورد استفاده خود را هر پنج سال يكبار تعويض مي كنند، اصولا دوره عمر يك بسته بندي به طور متوسط 6 ماه است كه ساختار آن به شكل نوين تغيير داده و نسبت به قبل، شكيل تر مي شود. اين تحولات در ايران آن گونه اتفاق نمي افتد. به عنوان نمونه: شيشه شير طي چند دهه يك فرم و يك شكل بوده و است.
مشكلات پيچيده در مسير بسته بندي كالا
«ابراهيمي فردويي» پيرامون مشكلات فراروي صنعت بسته بندي، نيز از فقدان بودجه لازم براي تحقيقات در اين صنعت مي گويد: «شركت هاي توليدكننده به دليل سود پايين ميل به تحقيقات ندارند. لذا دولت مي بايد امكان تحقق تحقيقات مذكور را فراهم سازد. فقدان بودجه براي اين امر سبب درجازدگي شده است.»
عدم وجود تعادل بين ظرف و مظروف در پروسه صنعت بسته بندي، يك مشكل ديگر است. مثلا يك كالاي غذايي به وزن هفتاد گرم و قيمت صد تومان در يك قوطي فلزي صدوپنجاه توماني، بسته بندي مي شود. ملاحظه مي شود كه قيمت ظرف بالاتر از مظروف است درحالي كه مي بايد درصدي از قيمت مظروف، قيمت ظرف باشد. در آمريكا اين درصد حدود هفده- هجده درصد است. چنانچه قيمت كالا صد تومان باشد، قيمت ظرف هفده تومان است.
كمبود ميزان توليد، مشكل ديگر اين صنعت است. وي مي گويد: «تعداد بسته بندي مي بايد انبوه باشد تا براي توليدكننده سوددهي داشته باشد اما مي بينيم دولت (دستگاه مربوطه) اقدام به صدور زياد مجوز اصولي كرده است. تا حدي كه توليدكننده چون به ظرفيت توليد مناسب نرسيده است، قيمت فرآورده (بسته بندي) خود را افزايش داده است يا كمتر به اندازه و يا نوع رنگ آميزي آن توجه مي كند. اصولا در صنعت بسته بندي، تأسيس كارگاهي كوچك معني ندارد چون سود ندارد، از كميت و كيفيت كار مي زنند.»
مديرعامل صنايع بسته بندي، به عنوان آخرين مشكل در اين صنعت، با اشاره به موقعيت جغرافيايي شركت هاي بسته بندي معتقد است كه صنعت بسته بندي گران و تكنولوژي آن نياز به افراد متخصص دارد. وي بر اين باور است كه چنانچه مكان اين صنعت در جاهاي دورافتاده تأسيس شود، نمي تواند متخصص مورد نياز را تأمين كند. لذا كارگاه هاي دور از مراكز (فاصله زياد از شهر) دچار مشكل تخصص توليد شده اند. دولت براي اين قبيل كارخانه ها كه هيچ آلايندگي ندارند چنانچه تدابيري بينديشد كه در كنار مراكز صنعتي احداث شوند، مديريت هاي اين صنعت خواهند توانست متخصص براي امور توليدشان جذب كنند.»
يك فروشنده كالاي خانگي وقتي صحبت از بسته بندي به ميان مي آيد، بلافاصله، بسته بندي هاي كالاي ديگر كشورها را عامل موثري در جذب مشتري و تمايل براي خريد مي خواند. «عزيزي» كلام خود را قطع مي كند. مي رود از گوشه فروشگاه تكه كارتني مي آورد نشان مي دهد و مي گويد: «مي خواستم كالاي درون اين كارتن را بيرون بياورم. آنقدر جنس كارتن از مواد نازل توليد شده است كه قالبي خارج نشد. مي بينيد كه چطور تكه و پاره شده است.»
حمايت دولت و ابتكار ملي
وي مي گويد: «خريد كالاي مردم ديگر مثل سابق نيست. اكثرا تمايل دارند جنس شيك و باكيفيت استفاده كنند. مجموعه اين موارد را نيز با شخصيت و درك خود تطبيق مي دهند.» وي از صاحبان توليد كالا مي خواهد تا به منظور تأمين ميل و رغبت خريداران و بهبود و نوآوري كالا از مهندسان متخصص در امور ذي ربط استفاده كنند. از كشورهاي پيشرفته نمونه برداري كنند و هنر و ابتكار ملي را در آن متجلي سازند. وي مي گويد: «دولت، توليدكننده را حمايت كند، علت پيشرفت چين حمايت دولت از كارخانه داران آن كشور است. همچنين نرخ هاي خدمات دولتي كاهش داده شود.»
اما متأسفانه تاكنون كمتر به هر يك از اين مؤلفه ها پرداخته ايم. كمتر كسي درباره كيفيت و مرغوبيت كالاهاي توليدي پاسخ گوست. اگرچه مي توان متوليان بسياري را در اين باره برشمرد! به باور برخي از كارشناسان و فعالان عرصه صنعت، به نظر مي رسد صنعت بسته بندي در ايران متولي ندارد.
امان از مرغوبيت
متأسفانه كمتر مي توان درباره مرغوبيت كالاي توليدي ايراني با قلم مانور داد. اين يك واقعيت است. در شماره گذشته به نبود سيستم منسجم خدمات پس از فروش پرداختيم. اين سيستم عنصر و مؤلفه اي شناخته شده در عرصه توليد است.
برخي از محصولات توليدي كشورمان به دليل استفاده از قطعات وارداتي نامرغوب از دوام و ماندگاري مناسبي برخوردار نيستند. اگرچه نبايد تلاش هاي صورت گرفته براي ارتقاي سطح كيفي محصولات اخير ايران ناديده گرفت.
«سعيد مستوفي» كه همراه با خانواده خود براي خريد اقلام جهيزيه به بازار آمده است، در اين باره مي گويد: «هر ايراني از كالاي وطني استقبال مي كند. اما براي تقويت اين استقبال بايد نگاه فني و هنري در عرصه توليد كالا هم تغيير كند. مثلا اكثريت قشر جوان در آپارتمان هاي كوچك زندگي مي كنند پس طراح هاي صنعتي بايد به حجم و اندازه كالا توجه كنند و توليدكننده به استحكام و دوام آن.»
وي با ابراز نارضايتي از برخي توليدات لوازم خانگي مهمترين راهكار براي جلب افكار عمومي داخلي را اعتماسازي درباره كاركرد مدت دار اين گونه كالاها مي داند و مي گويد: «برخي از شركت ها و كارخانه هاي توليدي در كشورمان از قدمت زيادي برخوردارند اما كمتر معروف مانده اند چون به بقاي خود در عرصه توليد نيانديشيده بودند و توجهي به دوام و استحكام كالا نمي كردند. الان هم كه كالاي وارداتي فرصتي براي عرض اندام دوباره پديد نمي آورد.»
توليد ملي، حياتي ترين تغذيه كشور
توليد ملي مقوي ترين و حياتي ترين تغذيه رشد و توسعه، اقتصادي كه به خودكفايي، اشتغال، انباشت ثروت و امنيت زندگي در كشور و جامعه مي انجامد را در جوهره خود دارد. براين اساس دولتهاي كوشنده و ملت هاي تلاشگر همواره هدفشان بر ارتقاء سطح كيفيت كالاي توليدي است تا مخلفات اين خوان متنوع و متحول چيدمان شده را غني تر و گسترده كنند. و تداوم اين شيوه مولد و فراگير ملي تجربه خود طي دهه هاي گذشته و تاكنون به ويژه در كشورهاي بسياري پس از جنگ جهاني دوم، جوابگوي اهداف آنها شده است. به مرور زمان برخي ديگر از كشورها از سيستم برنامه ريزي و مديريت كشورهاي پيشرو و پيشرفته الگوبرداري كرده و تحولات مقتضي زمان را در ريز اقدامات خود منظور كردند. نمونه ها كم نيست و نياز به نشاني نيست؛ ما در عصر شتاب و بمباران ارتباطات لحظه اي هستيم. واقعيت اين است كه براي حركت در مسير توليد ملي همه چيز آماده است. استعدادهاي درخشان، انديشه هاي اعجاب انگيز و خلاق و سرمايه هاي فراوان و متنوع ملي از جمله دستمايه هاي ريشه دار كشور ما براي ارائه بالاترين نماد شكوه پيشرفت در توليدات هستند. اما مديريت مقتدر و دلسوز برنامه ريز و هدايتگر در تجميع و حمايت بنيادين اين سرمايه ها، ديرينه يا پايدار نبوده و بعضا شرايط ديگر، اهداف خودكفايي و استقلال را خدشه دار كرده است تا جايي كه همچنان واردات رو به افزايش است. بسياري از كارخانه ها از جمله ريسندگي و بافندگي بيش از هفتاد درصدشان به ركود رفته و سي درصد مانده هم به دليل ضعف مالي و عدم حمايت دولت طي سال هاي گذشته، داراي دستگاه هاي فرسوده و قديمي و مصرف مواد اوليه نازل و با كيفيت كم، همچنان فعاليت دارند. به ازاي آنها، منسوجات و پوشاك خارجي وارد مي شود و...
«رضي آبادي» فروشنده ابزارآلات صنعتي است، مي گويد: «اگر مردم و دولت از توليدات داخلي حمايت كنند همه چيز درست و بهتر مي شود.» وي ارزاني قيمت را دليلي براي كيفيت مناسب نمي داند، مي گويد: «در برخي از منابع توليدي، سرمايه گذاري شان عمدتا پوششي براي پولدار شدن است نه تقويت توليد و اشاعه فرهنگ خريد كالاهاي ايراني، ايجاد شغل و رونق اقتصادي كشور.»
مديريت دلسوز، كالا با بسته بندي خوب
يك فروشنده لوازم خانگي، بر اين باور است كه كالاي داخلي- برخي- از جهت كيفيت به جايگاه برخي كالاي خارجي نرسيده است. وي مي گويد كه عده اي از كارخانه داران از همان روز اول كار فقط به فكر پر كردن جيب شان هستند. بذري مي كارند و مي خواهند همان اوايل هم برداشت كنند. به توليدكالاي با كيفيت نمي انديشند. خدمات شان هم ضعيف است. اين فروشنده مي گويد «براي توليد كالاي باكيفيت و خدمات خوب نياز به مديريت دلسوز است. در چنين وضعي برخي از صاحبان كارخانه هاي توليدي براي نسل هاي آينده كشور هم زحمت مي كشند.»
«سيف» مديرعامل يك واحد توليد دستگاه هاي بسته بندي، بزرگترين مشكل توليدكنندگان جزء را قيمت تمام شده كالاها مي داند. در اين باره مثال مي زند «قيمت يك جفت كفش چيني يك دوم قيمت كفش توليد داخل است. اجناس وارداتي چيني مخصوصا پوشاك، قطعات و لوازم برقي و مكانيكي و... و در هر صنف ديگر تزريق و تحميل بازار شده است.» وي فاكتورهاي ديگري را به عنوان مشكلات و علل افزايش قيمت پايه كالاهاي ايراني مطرح مي كند: «هزينه دستمزد نيروي انساني، سرمايه محل ملك، هزينه مصرف برق، آب، بهداشت و ...، اين ها مخارج علاوه بر سرمايه گذاري لوازم كار در امر توليد باعث آن مي شوند كه قيمت كالا هاي داخلي نسبت به قيمت اجناس وارداتي، گران تمام شود. يك بادبزن پلاستيكي دستي وارداتي براي فرزند خردسالم به قيمت دويست تومان خريده بودم. بعد آن را با چند نفر از ديگر همكاران پلاستيك كار در ميان گذاشتم و به لحاظ توليد و قيمت آناليز كرديم كه آن بادبزن دويست توماني اگر در كشورمان ساخته شود با توجه به محاسبه پلاستيك مصرف شده، رنگ آميزي، بسته بندي، حمل و... به هيچ وجه براي توليدكننده ايراني مقرون به صرفه نيست، با عنايت به اينكه ما در كشورمان پالايشگاه پتروشيمي داريم. يا اين كه مثلا قيمت يك نوع بلبرينگ آلماني در ايران بين چهار تا شش هزار تومان است در حالي كه قيمت بلبرينگ مشابه توليد داخل بالاتر از آن بلبرينگ وارداتي است. درحالي كه ما به عنوان توليدكننده دنبال مشتري و بازار عرضه هستيم، جنسي كه توليد مي شود پنجاه- شصت درصد قيمت تمام شده را دارد.»
اين صنعت متولي ندارد
«ابراهيمي فردويي» مديرعامل شركت صنايع
بسته بندي ايران ادامه صحبتش معطوف به سويه هاي ديگر مشكلات صنعت بسته بندي مي شود و از آن مي گويد كه خلأ تسهيلات جانبي اين صنعت را نيز رنج مي دهد و... «صنعت دربازكن آسان هنوز در ايران وجود ندارد. در قوطي هاي روغن را به وسيله چكش و پيچ گوشتي باز مي كنيم. مشكلات ديگري هم وجود دارند تغييرات زياد در مقررات صادرات مواد اوليه بسته بندي است. مقررات بانكي بلاتكليف است بايد يك سازمان يا وزارتخانه اي متولي صنعت بسته بندي باشد چون اين صنعت متولي ندارد و نياز به حمايت و كمك دولت دارد.»
بسته بندي كالا را مي توان نمادي از هنر ملي، حرمتگذاري به شخصيت خريدار و ذوق توليدكننده دانست. موقعي كه يك محصول با كيفيت مطلوب و بسته بندي خوشنما، جذاب و شكيل با تركيب بندي رنگ هاي حس برانگيز برآمده از انديشه هاي پويا و خلاق به دست مصرف كننده مي رسد بي گمان احساس خوشايندي در او تداعي مي شود. به عبارتي كالا در بسته بندي مناسب نيز نوعي اعتماد به نفس در وجود انسان توزيع مي كند اما كيفيت پوشش و بسته بندي- صنعت بسته بندي- در ايران، خود هنوز نياز به «بسته بندي» دارد. اين صنعت در بين انواع صنايع و درياي تبليغات متنوع جايي و ساحلي ندارد.
شايد شما نيز بارها شاهد بوده ايد كه كيسه پلاستيكي حاوي شكر، برنج، ميوه و... دست رهگذران ناگهان پاره شده و هر آنچه درونش بوده پخش خيابان و پياده رو و همراه با خاك شده است. هنوز قند در گوني بسته بندي مي شود و ظرف هاي 5/4 و 17كيلويي روغن و پنير و خيارشور فله و... در پيت هاي حلبي به سختي حمل مي شوند كه بعضا در
حمل و نقل، قراضه شده اند! اين مباحث، گفته هاي حدود دو سال پيش باغداران شهريار درباره وضعيت جعبه هاي تخته اي بسته بندي ميوه هايشان را به خاطرم مي آورد. آنان مي گفتند جعبه هايي كه براي بسته بندي ميوه با پول چندميليوني مي خريم به قدري شكننده اند و بدون هيچ دستگيره كه موقعي بار مي زنيم و مي خواهيم جابه جاشان كنيم ناگهان تخته هاي كف آنها از جا كنده مي شوند و ميوه درون شان پخش زمين مي شود. حالا اگر بخوانيد كه: «ظروف و بسته بندي خرما پس از مصرف در يكي از كشورهاي صنعتي به اندازه اي خوش ساخت، ظريف و زيبا بوده كه مسافري آن را همراه سوغات خود به كشور آورد و به عنوان جعبه اي براي نگهداري زيورآلات قيمتي مورد استفاده قرار گرفت.» چه احساسي به شما دست مي دهد؟ مديرعامل صنايع بسته بندي ايران، ويژگي هاي بسته بندي مطلوب را در كيفيت نگهداري و كيفيت طراحي، رنگ آميزي و زيبايي آن مي داند و با اشاره به اين كه از فقدان اين دو فاكتور ضروري و مهم صنعت ايران در رنج است مي افزايد: «صنعت بسته بندي در ايران نياز به توجه عميق و ويژه دولت دارد.»
«حسين ابراهيمي فردويي» با اشاره به اينكه بحث دولت مبتني بر آن است كه در برنامه چشم انداز بيست ساله توسعه ايران در عرصه صنعت در منطقه جايگاه مطلوبي داشته باشد، معتقد است: «اولين كار در صادرات، داشتن برنامه بلندمدت است. بخش صنعت و صنايع تبديلي كشاورزي نياز به برنامه ريزي بلندمدت دولت داريم.»
اگرچه در بخش بسته بندي كالا و محصول پيش نياز آن نظم است اما به گفته وي، مهمترين طرح، تدوين استراتژي بسته بندي است همان طور كه در صنعت فولاد، خودرو، آلومينيوم و... طرح مدون داريم.»
اين صاحب نظر اقتصادي درخصوص جايگاه، مسايل و امور بسته بندي با اشاره به انواع بسته بندي در جهان صنعت شامل انواع فلزي، شيشه اي، سلولزي، كارتن، چوب و بسته بندي منسوج پارچه و گوني و پلاستيك به وجود مشكلات متعدد در صنايع بسته بندي كشور اشاره مي كند. وي مي گويد كه صنعت بسته بندي كالا يك تكنولوژي با كيفيت به كار رفته بسيار پيچيده و گران قيمت است و اين مشخصات در تمام دنيا ملموس است. به گفته وي كشورهاي پيشرفته، تكنولوژي مورد استفاده خود را هر پنج سال يكبار تعويض مي كنند، اصولا دوره عمر يك بسته بندي به طور متوسط 6 ماه است كه ساختار آن به شكل نوين تغيير داده و نسبت به قبل، شكيل تر مي شود. اين تحولات در ايران آن گونه اتفاق نمي افتد. به عنوان نمونه: شيشه شير طي چند دهه يك فرم و يك شكل بوده و است.
مشكلات پيچيده در مسير بسته بندي كالا
«ابراهيمي فردويي» پيرامون مشكلات فراروي صنعت بسته بندي، نيز از فقدان بودجه لازم براي تحقيقات در اين صنعت مي گويد: «شركت هاي توليدكننده به دليل سود پايين ميل به تحقيقات ندارند. لذا دولت مي بايد امكان تحقق تحقيقات مذكور را فراهم سازد. فقدان بودجه براي اين امر سبب درجازدگي شده است.»
عدم وجود تعادل بين ظرف و مظروف در پروسه صنعت بسته بندي، يك مشكل ديگر است. مثلا يك كالاي غذايي به وزن هفتاد گرم و قيمت صد تومان در يك قوطي فلزي صدوپنجاه توماني، بسته بندي مي شود. ملاحظه مي شود كه قيمت ظرف بالاتر از مظروف است درحالي كه مي بايد درصدي از قيمت مظروف، قيمت ظرف باشد. در آمريكا اين درصد حدود هفده- هجده درصد است. چنانچه قيمت كالا صد تومان باشد، قيمت ظرف هفده تومان است.
كمبود ميزان توليد، مشكل ديگر اين صنعت است. وي مي گويد: «تعداد بسته بندي مي بايد انبوه باشد تا براي توليدكننده سوددهي داشته باشد اما مي بينيم دولت (دستگاه مربوطه) اقدام به صدور زياد مجوز اصولي كرده است. تا حدي كه توليدكننده چون به ظرفيت توليد مناسب نرسيده است، قيمت فرآورده (بسته بندي) خود را افزايش داده است يا كمتر به اندازه و يا نوع رنگ آميزي آن توجه مي كند. اصولا در صنعت بسته بندي، تأسيس كارگاهي كوچك معني ندارد چون سود ندارد، از كميت و كيفيت كار مي زنند.»
مديرعامل صنايع بسته بندي، به عنوان آخرين مشكل در اين صنعت، با اشاره به موقعيت جغرافيايي شركت هاي بسته بندي معتقد است كه صنعت بسته بندي گران و تكنولوژي آن نياز به افراد متخصص دارد. وي بر اين باور است كه چنانچه مكان اين صنعت در جاهاي دورافتاده تأسيس شود، نمي تواند متخصص مورد نياز را تأمين كند. لذا كارگاه هاي دور از مراكز (فاصله زياد از شهر) دچار مشكل تخصص توليد شده اند. دولت براي اين قبيل كارخانه ها كه هيچ آلايندگي ندارند چنانچه تدابيري بينديشد كه در كنار مراكز صنعتي احداث شوند، مديريت هاي اين صنعت خواهند توانست متخصص براي امور توليدشان جذب كنند.»
يك فروشنده كالاي خانگي وقتي صحبت از بسته بندي به ميان مي آيد، بلافاصله، بسته بندي هاي كالاي ديگر كشورها را عامل موثري در جذب مشتري و تمايل براي خريد مي خواند. «عزيزي» كلام خود را قطع مي كند. مي رود از گوشه فروشگاه تكه كارتني مي آورد نشان مي دهد و مي گويد: «مي خواستم كالاي درون اين كارتن را بيرون بياورم. آنقدر جنس كارتن از مواد نازل توليد شده است كه قالبي خارج نشد. مي بينيد كه چطور تكه و پاره شده است.»
حمايت دولت و ابتكار ملي
وي مي گويد: «خريد كالاي مردم ديگر مثل سابق نيست. اكثرا تمايل دارند جنس شيك و باكيفيت استفاده كنند. مجموعه اين موارد را نيز با شخصيت و درك خود تطبيق مي دهند.» وي از صاحبان توليد كالا مي خواهد تا به منظور تأمين ميل و رغبت خريداران و بهبود و نوآوري كالا از مهندسان متخصص در امور ذي ربط استفاده كنند. از كشورهاي پيشرفته نمونه برداري كنند و هنر و ابتكار ملي را در آن متجلي سازند. وي مي گويد: «دولت، توليدكننده را حمايت كند، علت پيشرفت چين حمايت دولت از كارخانه داران آن كشور است. همچنين نرخ هاي خدمات دولتي كاهش داده شود.»
+ نوشته شده توسط میر سیا وش اسبقی در و ساعت
|
