كار آفرينی:ضد اشتغال يا موتور توسعه اقتصادی

 

سالهاست كه از شيوع تب كارآفريني در كشور مي گذرد اما متاسفانه هنوز پژواك آن از عرصه هاي سخنوري و سياست به حوزه هاي علم ،برنامه ريزي و عمل نرسيده است . هنوز پس از گذشت سالها واژه كارآفريني مفهوم واقعي خود را به اذهان متبادر نمي كند و دولتمردان در سخنرانيهاي خود از اين واژه به عنوان راه حلي براي رفع معضل بيكاري استفاده مي كنند.

شايد به همين دليل باشد كه هنوز هيچ يك از دانشگاههاي كشور به طور رسمي كارآفريني را آموزش نمي دهند همان طور كه هنوز براي خلاقيت و نوآوري آنقدر ارزش قائل نيستند . لذا توقع بيجايي است اگر از فارغ التحصيلان دانشگاهي يا مراكز فني و حرفه اي انتظار داشته باشيم در شرايطي كه خلاقيت و نوآوري عامل كليدي و رمز ورود و بقا در بازارهاي رقابتي و بي رحم جديد است ، كاروكسب وفعاليت سازنده اي را تدارك ببينند. همان طور كه توقع بيجايي است اگر بدون خلاقيت وكارآفريني انتظار داشته باشيم سرمايه گذاران ريسكي كه عامل رشد و توسعه اقتصادي هستند در اين كشور سرمايه گذاري كنند.

در اين ميان راه حل يابيهاي موقت دولتمردان به همراه تلقي وبرداشت ناقص و بعضا غلط از كارآفريني مطرح شده است . دليل بارز اين ادعا اهداف مصوبات هيات دولت ، برنامه ها و بخشنامه ها و سخنرانيهاي مسئولان دولتي است كه دررابطه با كارآفريني مطرح مي شود. در اين راستا متوجه مي شويم كه اهداف همه آنها كاهش بيكاري يا افزايش اشتغال زايي و خوداشتغالي است نه كارآفريني .

خلاقيت و نوآوري ، پويايي ، عشق به كار و تلاش مستمر، مخاطره پذيري ،آينده نگري ، ارزش آفريني ، آرمان گرايي ، فرصت گرايي ، نياز به پيشرفت ، مثبت انديشي ورقابتمندي زيربنا و اساس زندگي كارآفرينانه است .باتوجه به اين تعريف مي توان گفت كه هدف هيچ فرد يا سازمان كارآفريني ايجاد شغل براي خود يا ديگران نيست بلكه برعكس ممكن است عده زيادي به خاطر فعاليت كارآفرينانه يك شخص يا سازمان و حتي دولتي بيكار شوند. نتيجه اينكه تعريف كردن يا منحصركردن كارآفريني به اشتغال زايي وخوداشتغالي نه تنها اشتباه است بلكه بسيار خطرناك مي باشد زيرا بااين برداشت از كارآفريني طرحهايي كارآفرينانه شناخته مي شوند و از حمايتهاي دولتي و رانتهاي اقتصادي برخوردار خواهند شد كه تعداد بيشتري افراد را به كار گمارند. همچنين دولت بستري راجهت چنين فعاليتهايي طراحي و آماده مي سازد كه دقيقا مخالف جهت ، معنا و حال وهواي كارآفريني است .

به عبارت ديگر نتيجه چنين تعبيري از كارآفريني ، و به تبع آن تنظيم سياستهاي حمايتي و تشويقي مربوطه ، بستر مناسبي را براي تاسيس شركتهاي بزرگ ،انحصارطلبي و بدتر از آن ورود سرمايه داران فرصت طلب مهيا مي سازد.سرمايه داراني كه ثروت آنان خون فاسدي است كه نادانسته به منظور نجات جامعه بيمار در كالبد اقتصادي آن تزريق مي شود و بدينوسيله كارآفرينان واقعي را نيز مبتلا و آنها را نااميد، منزوي ، خلاف كار يا مجبور به خروج از كشورمي سازد.

با اين تفاسير ممكن است گفته شود هدف كارآفرينان ايجاد شغل نيست اما فعاليتشان منجر به افزايش سطح اشتغال در جامعه مي شود و آمارهاي مختلفي مويد آن است . به عبارت ديگر اگرچه هدف كارآفرينان اشتغال زايي نيست ولي آمارها نشان داده است كه شركتهاي كوچك "كارآفرين " سهم بسيار بيشتري نسبت به شركتهاي بزرگ ، در توليد مشاغل جديدداشته اند.

البته اثبات تئوريك رابطه مستقيم كارآفريني و نرخ بيكاري امري بسيار دشوار و بحثي كاملا جديد است اماجابجايي مشاغل در اثر كارآفريني و انتقال بيكاري به بخشهاي ديگر قابل اثبات است بدين ترتيب كه براساس ادبيات كارآفرينانه يك فعاليت وقتي كارآفرين تلقي مي شود كه حداقل به واسطه يكي از طرق زير ايجاد ارزش اقتصادي كند.

ادبيات كارآفريني نشان مي دهد كه كارآفريني همه فعاليتهاي بشر را در بر مي گيرد. متاسفانه تابه حال كارآفرينان به كساني گفته شده است كه ارزش اقتصادي "ثروت " ايجاد كرده اند وبدين جهت آنها را موتور توسعه اقتصادي ناميده اند. اما كارآفريني به خلق ارزشهاي مادي و اقتصادي يا كسب و كاري ختم نمي شود و هر فردي كه شركتي را تاسيس وتعدادي را استخدام كرد كارآفرين نيست .بلكه كارآفرينان موتور توسعه اجتماعي ، سياسي و فرهنگي نيز خواهند بود و به همين جهت آن را يك روش و شيوه زندگي تعريف كرده اند.
لذا مسئولان بايد بستري را براي رشد و پيشرفت و آموزش و پرورش چنين افرادي مهياسازند. در اين راستا بايد به جاي تمركز بر اشتغال و اشتغال زايي به ابتكار و ابتكارزايي توجه كرد تا بستري را براي فرصت طلبان و رانت خواران اقتصادي به نام كارآفرينان آماده نکنیم.

+ نوشته شده توسط میر سیا وش اسبقی در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM


جنگ دفاع مقدس